تبليغاتX
بند امیر
بند امیر

 

در هر مدرسه حداقل 10 كودك افغاني ثبت‌نام نمي‌شوند

 

در يكي از مدارس تهران،سه سال پي‌درپي كودك افغاني را كه معدلش 20 بوده در كلاس سوم دبستان نشانده‌ و به پايه‌هاي بالاتر انتقال نداده‌اند، چون به گفته مديرمدرسه كلاس ظرفيت نداشته است.

 

 

 

ایلنا: يكي از اعضاي كميته هماهنگي شبكه ياري كودكان ايران از وجود يك معضل در مدارس كشور خبرداد كه علي رغم اعمال برخي از قوانين توسط دولت،‌باز هم كودكان افغاني براي ثبت نام در مدرسه و رسيدن به حق مسلمشان براي تحصيل با مشكل مواجه بوده و به همين دليل به كار در خيابان و سر چهارراه‌ها و يا كار سخت مبادرت مي‌كنند .


يكي از اعضاي كميته هماهنگي شبكه ياري كودكان ايران درگفت‌و‌گو با خبرنگار ايلنا از اعمال يك بي‌عدالتي در يكي از مدارس شهر تهران (كه نام آن در خبرگزاري محفوظ است) خبر داد و تاكيد كرد: مدرسه‌اي را سراغ داريم كه سه سال پي‌درپي كودك افغاني را كه معدلش 20 بوده در كلاس سوم دبستان نشانده‌اند و به پايه‌هاي بالاتر انتقال نداده‌اند و مدير آن مدرسه اعلام كرده كه براي كلاس چهارم دبستان ظرفيت ندارد، وقتي از مدارس سئوال مي‌شود كه چرا فلان كودك ثبت‌نام نشده آنها اعلام مي‌كنند كه ظرفيت نداريم در حالي كه آنها تنها ادعاي مالي ندارند و از كودكان پول طلب مي‌كنند.


او افزود: مدارس از كودكان افغاني كه همراه با كارت‌مشخصات آموزشي براي ثبت‌نام مراجعه مي‌كنند 70 تا 100 هزار تومان پول تقاضا مي‌كنند اين در حالي است كه تمام اين كودكان توان مالي پرداخت اين مبلغ را نداشته و تنها كودكاني كه توان پرداخت دارند در مدارس ثبت‌نام مي‌شوند.
عضو كميته فوق خاطر نشان كرد: كودكان ديگر امكان ثبت‌نام شدن در مدارس وشروع تحصيل را نداشته و به ناچار براي كار كردن به خيابان مي‌روند.

به گفته اين عضو كميته هماهنگي شبكه ياري كودكان ايران حداقل در هر مدرسه 10 كودك كلاس اولي افغاني به دليل نداشتن توان مالي ثبت‌نام نشده و غربالگري شده‌اند.

عضو كميته فوق به اعمال سلايق شخصي بر روي برخي قوانين اشاره و تاكيد كرد: از دولت ايران تقدير مي‌كنيم كه امسال كارت مشخصات آموزشي كودكان افغاني را به خود آنها تحويل مي‌دهند و كودك را به تنهايي به حساب مي‌آورند چرا كه سال گذشته اين كارت‌ها تحت عنوان كارت پدر ارائه مي‌شد و از ارائه كارت‌ها به كودكان و يا مادرانشان خودداري مي‌شد، اما چرا وقتي جامعه در حال ارائه يك خدمت خوب به اين كودكان است، ساير

مسئولان سنگ‌اندازي كرده ومعضل پديد مي‌آورند؟
او در پايان خواستار پيگيري حقوق اين كودكان در حداقل زمان ممكن شد.

ارسال در تاريخ جمعه 1388/08/01 توسط نبی قانع زاده

 

فلسفه عید فطر دریک نگاهی کوتاه

 

 حلول عید فطر ،زیبایی عبادت وبندگی را به نمایش میگذارد

عید فطر ، جشن عاشقان اطاعت ، و مشتا قان خود سازی

بوده، و برهمه یی سالکان ،پاکان و خداجویان مبارکباد!

 

 

روزه داران یکماه در جهت رضایت حضرت دوست سر به استان یکتایی اش گذاشته وفرمان بی همتایی یگانه را در آسمان دل پذیرا گشته و به ضیافت و مهمانی خدا رفته، قلبهای خویش را صیقل واراده ای خودرامحکم نمودند.

 روزه داران دراین یک ماه  بجنگ نفس شتافته،و با روزه داری درس صبرومقاومت را آموختند روزه به انسان روزه دارمی اموزد که گرسنگی ، تشنگی و ایستادن و مقابله با خواسته های نفسانی مشکل و دشوار هست  و لی انسان میتواند در مقابل سختی ها ایستادگی نمود.

 روزه تمرین برد باری وصبوری میباشد.

  روزه به روزه داران و انسانها هشدار می دهد  فقر و گرسنگی که انسانهای دیگررا رنج و عذاب می دهد وباید از ان مشقت وسختی ها مطلع گردد و روزه دار در هنگام گرسنگی وسختی خودرا شریک رنج فقرا میدانند و بدانند.

روزه دار در ماه مبارک رمضان در هنگام روزه داری خود را متخلق به اخلاق الله نماید و در لحظات روزه خودرامطیع وبنده احساس کنند اگر انسان روزه دار موفق شود بتواند از فیوضات ماه مبارک رمضان که ماه اطاعت و خود سازی است بهره ببرد بر نفس غلبه پیدا کند فقر وفقرا را درک نماید این خود یک پیروزی بحساب می ایدو این موفقیت را فرهنگ رمضان عید نامیده است براین اساس هست که در فرهنگ دینی بعد از پایان ماه مبارک رمضان جشن بزرگی بر پامیگردد .
چرا یکه روزه داران با موفقیت از امتحان بیرون امده اند بخاطر این پیروزی و توفیق از این روز تجلیل میگردد و این جشن پیروزی در فرهنگ اسلام بنام عید فطر یاد شده هست که یکی از اعیاد مهم مسلمانان به شمار می آید.

عید لغتی عربی بوده که به معنی جشن و جشن گرفتن می باشد و و همچنین فطر در لغت همریشه فطور و افطار بوده که بمعنای خوردن آشامیدن میباشد از آن جهت این روز را عید فطر نامیده اند که در اول ماه شئوال که همان روز اول عید سعید فطر میباشد دستور امساک از طعام ونوشیدن برداشته می شود
   و بر هر مسلمان لازم است با پرداختن وجه معین ویا......... برای فقرا(یعنی زکات فطر) ونمازعیدفطر آغازتجلیل ازاین روزبزرگ  بر پا میگردد.

 روزه دار از پرداختن زکات فطر لذت میبرد چرا که در یکماه روزه داری وضعیت فقیروفقرارا درک نموده است  حالا با اندک وجه که در راهی خدا داده است اندکی احساس آرامش برایش دست میدهد شاید براین اساس بوده که بر هر مسلمان پرداخت زکات فطره لازم و واجب شده است.

 در اکثر کشور های اسلامی به مدت سه روز از این عید معنوی وبزرگ  تجلیل میگردد اما شکل گرامیداشت از این روزباعظمت در هر فرهنگ و ملتی فرق می کند اما آنچه مسلم است در این روز دید باز دید ها بصورت با شکوهی به اوج خود میرسد معمولا در فرهنگ دینی بزرگتر ها مخصوصا پدران و مادران افراد صاحب حقی اند
که در برنامه عید گرامی داشته میشوند اگر به جنبه های اخلاقی و عاطفی آن توجه گردد جنبه های بر جسته و عالی در این بعد مشاهده می گردد که در سایر فرهنگها کمترتوجه شده ویااصلا وجود ندارد کدورتها و.....حتی
دشمنی ها دراین ایام کنار زده میشود همه در کنار هم ازاین روزهای پربرکت تجلیل می نما یند عید مختص قشر خاصی نبوده بل همه خودرا دراین جشن باشکوه شریک و سهیم می بینند .

واگربه این پدیده اجتماعی ودینی عمیق شویم متوجه خواهیم شد که عید فطر بصورت غیر مستقیم  پیامی را به ما میدهد که با فقر مبارزه گردد مخصوصا این فقر یکه درجوامع عقب مانده گریبانگیرآن شده هست وبه همین شکل فقری شدید یکه جامعه ای ما را میفشارد ومشکلات زیادی را فراهم آورده است فقری که زمینه ای دهها فلاکت ، بدبختی وانحراف را فراهم می آورد  فقری که در این روزها صدها هزار هموطن ما را در افغانستان آزارمی دهد ، فقریکه انسانهای آزاده ای را اسیر خود کرده هست و نمی توانند اندک پولی تهیه نمایند تا همگام با دیگران در این خوشحالی و جشن خود را شریک احساس کنند ونمی توانند کفش ، کلاه ، لباس و..... که لازمه ای عید هست برای اطفال خو د تهیه نمایند، چه بسا که آرزو میکنند که ای کاش عیدی در کار نبود !

 این یک ماه روزه داری واین پرداخت فطریه خود نشانه ای  از فرهنگی پویا وغنی است که با فقر به مبارزه پرداخت و افراد فقیرومستضعف را شناسایی کرد و به آنها زکات فطریه پرداخت نمود وکمک کرد این یک گام برای گامهای بعدی و تحریک وجدانها ی بیداربوده و هشداریست برای حاکمان خودکامه که سالیان متمادی است که جوامع فقیر را مورد استثماروبهره برداری قرادرداده اند.

اما مردم صبوری کشور ما تنها پدیده ای را که می شناسند و  با آن دست پنجه نرم کرده اند وآن فقر بوده و دراین کشور هرکه آمده وقدرت را غصب نموده  فقط شعار داده  وبرگرده  فقراسوارشده وچندصباحی براریکه حاکمیت تکیه زده وهیچ کاری برای جامعه ای فقیرومستضعف خودانجام نداده اند  وازاین شعارها  پلی عبوری ساخته ودرجهت منافع سیاسی وبقای خود و از آن عبور کرده اند .

آری ! لازم هست که مقداری در فلسفه ای هر پدیده ای دینی و اجتماعی با دقت و عمق بیشتر دیده و پرداخته شود وازاین پدیده ها آموزه ای لازم را بگیریم و در برنامه های زندگی خو د پیاده نماییم از همین بر گزاری عید فطر چگونه میتوانیم برای بهبود زندگی خود واجتماع پیرامون خود درس بگیریم ایا ما که در تجلیل از عید و دید باز دید ها دراین روزها و خرجهای کذایی که انجام میدهیم آیا از همسایه و اقارب و دهها فرد دیگر که از برگزاری مراسم عید به خاطر فقر و تنگدستی در رنج عذاب هست چقد ر ازآن آگاهی داشته و برای ما قابل در ک بوده ؟

و ایا ما که توانایی کم کردن مشکل یک انسان را داشته ایم گامی در این راستا وبه این روزهای خدایی برداشته ایم ؟

وتوانسته ایم شادی وخوشی های خود را با فقرا ، تنگ دستان ومستمندان تقسیم نماییم ؟

آیا ما چنین کرده ایم  و یا درفکرش بوده ایم ؟

بهر حال !اگر بادیدی ژرف نگرانه به این پدیده ها توجه گردد درس های خوبی به ما می آموزد.

درپایان عید سعید فطررا به همه ای و طنداران عزیز وروزه داران از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض میگردد از در بارحضرت احدیت ارزو مندیم که بتوانیم برمشکلات فایق آمده و بر گزار کننده ای عیدی باشیم که درآن بوی از فقر ، بد بختی وبی عدالتی دیگر به استشمام نرسد وانسانهای غیرتمند وآزاده را آزار ندهد.

به امید آنروز

تذکر:این مطلب درسایت کانون وسایت های دیگر قبلابه نشر رسیده بود.

http://www.ariananet.com/modules.php?name=Artikel&file=print&sid=10335

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/06/29 توسط نبی قانع زاده

ملاک رای درانتخابات ریاست جمهوری چه بود؟

دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برگزار گردید واغاز تجربه ای مردم ما برای مشق دموکراسی میباشد هرچند انتخابات درکشوری چون افغانستان خالی از ضعف واشکال نبوده ونیست.

ولی نفس پروسه انتخابات یک گام مثبت است.

سوال اینجاست که دراین لیست چهل دونفره ایکه داوطلب ریاست جمهوری بودند کدام یک از انها می توانستند کشتی توفان زده کشوررابه سرمنزل مقصود برسانند؟

آیادراین بین؛ فردی جامع وباصلاحیت وجود داشت که جامعه پیچیده وبحران زده مارا از این وضعیت بیرون اورد؟

انهاییکه دارای توانایی ولیاقت های نسبی بودند آیا توانستند برنامه های خودرا برای مردم باز گو کنند؟

آیاشرایط ، زمینه ها ومعیارهای انتخاباتی برای انتخاب شدن و انتخاب کردن درکشور فراهم شده است؟

آیا زمانیکه رای دهندگان برگه رای خودرا می نوشت ودرصندوق می انداخت برچه اساس ومعیار فرد موردنظرخودرا انتخاب می کردند؟

ملاک ومعیارمردم ؛ طرح وبرنامه های کاندیدا بوده ویا توانمندی شخصیتی او ویا........ ؟

ایادربین داوطلبان کاندیدای ریاست جمهوری کسی بوده که می توانسته محوروحدت ملی قراربگیرد ؟

آیادراین هفت سال گذشته بستری فراهم بوده که نخبگان مردم شناسایی گردد ومردم انها را بشناسند؟

وآیا نخبگان جامعه توانسته اند طرح جامع وقوی خود را برای نجات کشور ارائه کنند؟

درجامعه استبدادزده ما؛ درگذشته هاتصمیم گیرنده امیر،خان،قوماندان و......بوده ازآن جامعه چه انتظار می توان داشت؟

درجامعه ایکه بذرشک وتردید پاشانیده شده است و با شک تردید ها چگونه انتخاب کنند وچگونه انتخاب شوند؟

تاریخ گذشته کشور دراثرزیاده خواهی ها وانحصار طلبی ها طوری رقم خورده است که دیوار بی اعتمادی درذهن ها ترسیم شده واعتمادسازی هم نیاز به زمان،صداقت وعدالت دارد؛وتا اکنون آیاازطرف طبقه حاکم وجریانهای موثردیگر قدمی برداشته شده است؟

آیا درطول هفت سال گذشته در جهت اعتمادسازی کدام گامی برداشته شد ؟

دراین روزها که به تدریج نتایج انتخابات اعلام میگردد سه نفرکاندید بیشترین آرا را به خود اختصاص داده اند:-

1-اقای حامد کرزی . 2-آقای دکترعبدالله . 3- آقای دکتررمضان بشردوست .

به ترتیب کاندیدان پیش تاز هستند.

نتایج انتخابات تا حال تقریبا   90   درصد   ان اعلام شده است اگرتقلب ها را خیلی گسترده فرض نکنیم و همین نتایج را بطور نسبی بپذیریم:

آقای کرزی دربیست ولایت : 1- وردک 2-پکتیکا 3- پکتیا 4- خوست 5- ننگرهار 6- کنرها 7- لغمان 8- فراه 9- نیمروز 10-هلمند 11- قندهار 12- زابل 13- ارزگان – 14 –لوگر 15- هرات 16-سرپل 17- جوزجان 18-فاریاب 19- کابل 20-بامیان.

 و آقای دکترعبدالله در دوزاده ولایت: 1-پروان 2-پنجشیر3- کاپیسا 4-بدخشان 5-قندوز 6-بلخ 7- سمنگان 8- بغلان 9- غور 10-تخار 11-بادغیس 12- نورستان.

 وآقای رمضان بشردوست در دولایت : 1- دایکندی 2- غزنی صدرنشین هستند.

اما بیست ولایت که آقای کرزی صدر نشین است سه ولایت جوزجان ،فاریاب وسرپل قابل دقت تامل است مثلا بازهم مانند دوره قبل اگرجنرال دوستم کاندید می بود ودراین دوره هم ازکرزی حمایت نمی کردآیا بازهم جناب کرزی دران سه ولایت صدرنشین می گردید؟

به همین ترتیب اگر بشردوست کاندید نمی بود دردو ولایت دایکندی وغزنی؛ تیم کرزی در صدر قرار می داشت به همین ترتیب اگر اسماعیل خان از کرزی حمایت نمی کرد دکتر عبدالله در هرات صدرنشین می بود.

به همین منوال اگر (آقایان خلیلی ومحقق و....) از کرزی حمایت نمیکردند کرزی در ولایات بامیان ،دایکندی ،غزنی،میدان وردک،غور و.....ازبخت کمتری برخوردارمی بود.

به همین منوال اگرجنرال فهیم متحد کرزی نمی گردید آقای کرزی در ولایات پنچشیر ؛کاپیسا؛پروان و بدخشان نفر دوم نمی شد.

 به همین شکل اگرجنرال دوستم وجنرال فهیم وآقایان (خلیلی ومحقق) حامی کرزی در انتخابات نمی شدند کرزی در ولایات بغلان ،تخار،قندوز؛سمنگان،بلخ وبادغیس در مقام دوم قرار نمیگرفت.

نتایج انتخابات سوالهای زیادی را درذهن خلق می نماید معیار رای دادنها چه بوده؟

 آیا بحث شایسته سالاری مطرح بوده ؟

درمیان این سه نفرداوطلب کرسی ریاست جمهوری از حرکات بشردوست چنین معلوم می شد که او باور به عمل فراقومی و فراجناحی دارد وهمیشه شعارش راهم داده است. اماچرا اقوام دیگر به او اعتماد نسبی نکردند؟ و مشکل کاردرکجاست؟

 آیا رای دهنده جنوبی ؛ مشرقی و.......  به ضعفهای مدیریتی و........ بشردوست توجه داشتند یا که گپ دیگری درذهن خود داشتند؟

بعضی دوستان از بشردوست گلایه مند هستند که بعد ازانتخابات درمیزگردتلویزیون طلوع به صراحت گفت: که هرکس به خاطرهزاره بودن به او رای داده است به افغانستان خیانت کرده است.

چقدرباورهای او به ترکیب اجتماعی وبافت قومی افغانستان مطابقت دارد؟ایاجناب بشردوست روی این نکته (بافت اجتماعی وقومی کشور) مکث نموده است؟

بااندکی دقت به جمله اش برمیگردیم که مفهوم اش این می شود:

 که هرکس به خاطرهزاره بودن به وی رای نداده است به افغانستان خیانت کرده است !!!

جمله ایکه جناب اقای بشردوست گفته است آیا هضم کردنش برای یک رای دهنده هزاره ساده به نظرمیرسد؟

مردم به اوصادقانه رای دادند؛ آیالازم بود که اینگونه مورد بی مهری قرار بگیرند؟

باندک دقت به متد بشردوست بنگرید او دست دوستی و برادری بسوی اقوام دراز کرد تا دیواربی اعتمادی که سالهاست دراین کشوراستوارشده است فروریزد وآیا به به پیام اوپاسخ مثبت داده شد؟

باآنهمه شعارهاییکه بشردوست داد حد اقل 30 درصدارا انتخابات را به خود اختصاص می داد درحالیکه می بینیم اگر رای  ولایات دایکندی ؛غزنی ؛بامیان ؛ وردک ؛کابل ؛سمنگان ،بلخ ؛جوزجان ؛سرپل؛هرات ؛ارزگان وغور و........ نبود تمام رای او به یک درصدهم نمی رسید دراین ولایات هم معلوم ومشخص است که کی ها به ایشان رای داده اند.

آیا بشردوست حاضراست که بگویدآنانکه بخاطر هزاره بودن به وی رای نداده است بازهم به افغانستان خیانت کرده اند؟

یااینکه فقط همان  که خودش گفته است هرکس بخاطرهزاره بودن به او رای داده است به افغانستان خیانت کرده است!

اصل فورمول که ارائه می کند درست وایده آل به نظر میرسد ولی کاربردش یکطرفه است.

 آیا می تواندبگوید که کی ها در اعماردیوار بی اعتمادی نقش داشته اند؟ وکی ها حاکمیت و........داشته اند ؟

 واضح روشن است امرا ؛حاکمان وانحصارطلبان  در ساختن دیواربی اعتمادی نقش کلیدی واساسی داشته اند.

برهمین اساس وعلت است که هزاره هابه بشردوست رای دادند زیرایکه نتوانستند به دیگران اعتماد کنند چون دیگران امتحان خوب نداده بودند. و بر همان مبنا رای شان به بشردوست تعلق گرفت.

آیا  جواب ایشان در جامعه کثیرالقومی ما درخورشان است؟

آیااقایان دکترعبدالله؛کرزی؛اشرف غنی احمد زی هم به رای دهدگان خود همین جواب را خواهند داد؟

 و آیا این حرف جفای دیگر با زبان دیگر براین ایل ستم دیده نیست؟

بقول یکی از نویسندگان هموطن ما: انتخاب میان خوب وبد یا خوب وخوبتر نیست. یعنی در فقدان یک خوب قرعه فال به نام نامی....... زده شد.

نکته قابل دقت اینست که انگیزه رای دهندگان را هم در نظرداشته باشیم انگیزه رادهندگان هلمندی ، زابلی، قندهاری ، خوستی و......پروانی ،کاپیسایی با انگیزه رای دهنده یکاولنگی ، بهسودی ، ناهوری و......فرق دارد رای دهنده بهسودی به بشردوست رای داده است که دیگر پدیده بنام کوچی دیگر انهارا مورد آزار قرار ندهند؛ انگیزه رای دهنده یکاولنگی وبامیانی ولعلی و....آنست که سرک وعده شده کابل؛ بامیان و هرات به بهانه های مختلف به تاخیرنیافتد.

 انها به این انگیزه به بشردوست رای داده اند که شاید درد رنج اورا خوبتر وبهتر درک می کند و درد رنج شان کاهش پیدا نماید بازسازی وانکشاف متوازن درمناطق شان اعمال گردد دیگرسرکهای بامیان گاه گل نمادین نگردد.

 نه اینکه جناب بشردوست شبیه اسکلت انها را دارد به اسکلت ایشان رای داده باشند اگرمردم به قیافه و اسکلت رای داده باشند حق با بشردوست است که امروز چنین حرفی را بزند.

اینکه چرا بشردوست در جنوبی؛مشرقی ؛شمالی و.......از اقبال بالا برخوردار نبود؛درحالیکه او سابقه منفی نداشته وندارد؛ بیست سال در فرانسه مشغول تحصیل بوده یک فرد متخصص ودرس خوانده است اورنج یک بچه هزاره را بارنج یک بچه پشتون جنوبی مشترک می داند؛علیرغم اینها بازهم به او کسی توجه نکرد!

و چرا؟

نقص واشکال کار درکجاست؟ 

 والسلام                         

ارسال در تاريخ جمعه 1388/06/20 توسط نبی قانع زاده

تلاش شبکه تلویزیونی افغانی برای جذب مخاطبان ایرانی

یک شرکت خصوصی تلویزیون افغانستان در حال تلاش برای جذب مخاطبان ایرانی می‌باشد.

به گزارش «فردا»، شبکه «فارسی1» با هدف جذب مخاطبان ایرانی قصد دارد تا وارد دنیای رسانه‌های سرگرمی شود.

این شبکه قصد دارد تا سریال‌های معروف هالیوودی را با دوبله فارسی پخش نماید.

«فارسی1» متعلق به گروه رسانه‌ای موبی بوده و اصالتاً افغان می‌باشد.

تلویزیون خصوصی طلوع از جمله وابسته‌های این گروه رسانه‌ای است که از سال 2004 به عنوان اولین شبکه خصوصی به جمع شبکه‌های تلویزیونی افغانستان پیوست و هم‌اکنون در سطح منطقه و افغانستان قابل مشاهده است.

این شبکه چندی پیش، اولین مناظره‌های انتخاباتی ریاست جمهوری افغانستان را بصورت زنده و به سبک آمریکایی به روی آنتن برد.

این اقدام افغان‌ها جهت جلب مخاطب فارسی زبان بویژه ایرانیان در کنار افغان‌ها و اهالی دیگر کشورها ارزیابی می‌شود چرا که می‌توانستند این شبکه را به زبان‌های دری یا پشتو راه‌اندازی نمایند.

تلاش شبکه «فارسی1» برای جذب مخاطبان ایرانی با‌توجه به اقبال آنان به سریال‌های هالیوودی همانند لاست و 24 را می‌توان در راستای کم کاری نهادهای فرهنگی ایرانی در برنامه‌ریزی و عملی‌کردن راهکارها جهت ارتقاء کیفی و کمی خدمات دانست.

می‌توان ابراز امیدواری نمود که با ورود این شبکه، مسئولان ذی‌ربط با مشاهده انبوه جبهه رسانه‌ای، به تکاپو بیافتند
!

برگرفته از عصرایران

 

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/05/13 توسط نبی قانع زاده

به بهانه اردوی زبان مادری اطفال پناهنده افغانی درفنلند !

 

امسال نیز مانند سالهای گذشته اردوی زبان مادری باشرکت ده ها تن از اطفال و نوجوانان افغانی برگزار شد این اردو هرساله به مدت یک هفته دریکی از مکانهای زیبا برگزار می شود که از طرف نهادی دولتی به نام انجمن لیسه تابستانی سازمان دهی وحمایت میگردد درراستای حفظ و تقویت زبان مادری وآشنایی با مسائل فرهنگی اطفال مهاجر و پناهنده دایر میگردد.

فنلند از محدود کشورهای پناهنده پذیر می باشد که در زمینه آموزش زبان مادری اطفال پناهنده ومهاجر بودجه اختصاص میدهد.

 

قابل ذکر است که کشورفنلند یکی از موفق ترین سیستم تعلیم تربیه جهان را دارد و از استندرد های علمی برخوردار می باشد آموزش زبان مادری برای اطفال پناهنده از این قاعده استثنی نمی باشد درمدارس ومکاتب فنلند هفته دوساعت برای تدریس زبان مادری اختصاص یافته است.

آیا این پروژه (آموزش زبان مادری برای اطفال مهاجر وپناهنده افغانستانی) چقدر و تا چه حد باز دهی وموفقیت داشته است؟

 

دریک ارزیابی بی طرفانه خواهیم دید که این پروژه توفیق چندانی نداشته است اطفال که چند سال درمدرسه برای شان زبان مادری تدریس شده است اکثرا قادر به خواندن ونوشتن یک جمله بطور درست نمی باشنددرحالی که تعدادی شان قبل از پناهندگی زبان مادری را آموخته اند آنهائیکه در اینجا از ابتدا شروع به اموختن فارسی دری نموده اند مشکلات شان درخواندن ونوشتن زبان مادری زیادتر می باشد.

 

 

واین عدم توفیق ناشی از چند نکته می باشد:

 

1-اکثروالدین به اهمیت زبان مادری توجه ندارند واطفال را کمتر تشویق وترغیب به این امر مهم علمی می نمایند.

 

2- تعدادی زیادی از خانواده های که دراین سالهای اخیر از طریق سازمان ملل وغیرآن خودرا درکشورهای پناهنده پذیررسانیده اند یا کم سواد اند یا بی سواد.

 متاسفانه به مسائل تربیتی وآموزشی اطفال کمتر توجه دارند واگر هم توجه می کنند باروشهای سنتی برخورد می کنند وبرایشان اهمیت وارزش زبان مادری کمترقابل درک وفهم می باشد.

 

3- کادر مجرب که توانایی تدریس زبان مادری را داشته باشند حداقل در فنلند کمتر وجود دارند تعدادی از مدعیان تدریس زبان دری که خود بعضا نیاز به آموختن دارند چطور از آنها توقع اموزش درست را داشت کسیکه جان نثار را جان نسار و معصومه را ماصومه می نویسد چندین غلط املایی دریک صفحه نوشته دارد ازاو چه انتظار می توان داشت ؟

تعدادی با زیرکی وزرنگی  کرسی های تدریس زبان فارسی دری را بنام معلم برای خود رقم زده اند ودرذهنیت پاک اطفال معصوم ما تشعشعات و امواج منفی می دهند تعدادی زیادی از اطفال به علت ضعف اینگونه مربیان واموزگاران حالت سرخوردگی نسبت به یاد گرفتن زبان مادری (فارسی دری) پیدا نموده اند اینها متاسفانه حاضر به پذیرش ضعفهای خویش نیستند.

آیا اینگونه مربیان برای اطفال ونو جوانان که در یکی از بهترین سیستم های جهانی آموزش می بینند می توانند پاسخگو باشند؟

 

4-مواد اموزشی که حداقل نزدیک به استندرد ومعیار های علمی باشد وجود ندارد وکدام تلاشی هم از طرف اینگونه مربیان صورت نگرفته است.

 

5- انجمن های فرهنگی و ......... افغانی کمتر دراین زمینه طرح و حرف دارند.

 

در مجموع باید اعتراف نمود نکات متذکره از ضعف های اولیا ومربیان و دست اندرکاران امور فرهنگی به حساب می اید واینها اگر باور مند به این اصل علمی وفرهنگی هستند دراین راستا بطور جدی مطابق معیار های علمی گام بردارند تا این ایده عالی ومثبت تحقق یابد.

 

نگارنده این سطور دراین اردو به حیث مربی زبان مادری همراه با اطفال ونوجوانان عزیز بودم علاقه مندی شان به آموختن زبان مادری به خوبی برایم قابل درک بود ولی گاهی کم علاقه بودن آنها برای یاد گرفتن زبان مادری برایم ملموس بود که عمدتا ناشی از روشهای غیر استندرد تدریسی زبان مادری در مکاتب و احیانا منازل می باشد اگر روشهای مطلوب برنامه ریزی گردد قطعا نتایجی خوبی به بار خواهد آورد دراین اردو از روشهای گروهی برای باز گویی مسائل فرهنگی استفاده شد که دانش آموزان با علاقه مندی دریاد گرفتن ان سهیم شدند.

 

 در نظر سنجی که در روز اخر این اردو از شاگردان صورت گرفت اکثریت از روشهای اعمال شده اظهار رضایت داشتند پس اگر با روشهای جدید و علمی با اطفال برخورد گردد حتمن نتیجه مثبت گرفته خواهد شد اکثر دانش اموزان با یک دید جدید وبهتر از قبل اردو نسبت به زبان مادری و فرهنگی شان اردو را ترک نمودند مربیان این اردو با یک هفته تلاش و زحمت رضایت مندانه با اردو زبان مادری سال 2009 خداحافظی کردند.

 

لازم به تذکراست که این اردو درمنطقه کورتی دریک مکان زیبا دایر شده بود دانش آموزان علاوه برآموختن زبان مادری وآشنا شدن به مسائل فرهنگی خود به ورزشهای والیبال ، فوتبال ، هاکی ، پینگ پنگ و ورزش صبحگاهی می پرداختند.

بخش دیگر از اوقات خویش را اطفال به دیدن فلم های کارتونی بزبان فارسی می گذرانیدند وبخش دیگری به تماشای فلم های افغانی می نشستند.

درقسمت دیگری از این برنامه ها مسابقات اطلاعات عمومی درنظر گرفته شده بود که گروه های دختران وپسران با هم به رقابت می پرداختند که این رقابتها لحظات هیجانی را درپی می داشت.

به کارهای هنری ودستی توجه ویژه شده بود تا اطفال و نوجوانان ایده های درونی شان را به تصویر بکشند.

 

 دراینجا متن و عکس های این اردو را می توانید ببینید!

ارسال در تاريخ جمعه 1388/04/19 توسط نبی قانع زاده

با اینگونه وطن دوستی چه نظردارید؟

 

فنلند کشوریست درشمال اروپا بااقلیم سرد . روز و شبهای نا متعادل و زمستان و تابستان نامتعارف (یعنی روزکوتاه وشبهای دراز درزمستان وروزهای طولانی وشبهای کوتاه درتابستان) دروسط دوهمسایه قدرتمند روسیه و سویدن که درگذشته ها این دو کشور حکمروایی طولانی براین کشورداشته اند ولی به همت مردم فنلند استیلای انها کنار زده شد و درسال 1917 این کشور به استقلال رسید این کشور بعداز استقلال طی گذشت چند دهه از جمله ای هشت کشور ثروتمند جهان قرار گرفت درسالهای اخیر این کشور از جمله سه ، چهار کشوری قرار گرفته است که از نظر خدمات اجتماعی برای جامعه خودش درجهان در رده های اول قرار دارد از نظر تعلیم تربیه (آموزش پرورش) از اولین کشورهای جهان به شمار می رود.

 

دراین کشور فساد اداری تقریبا درحد صفر قرار دارد درمسافرتها و فرودگاههای جهان فنلندی و پاسپورت این کشور از نظراعتبار بین المللی در درجه های اول قراردارد.

 

اکثریت این ویژگی ها وبرجستگی ها ناشی از تلاشها وحساسیتهای شدید وطن دوستی فنلاندی ها میباشد.

 

دراینجا به نمونه ای اشاره می نماییم این مردم درخرید تولیدات وطنی خود اهمیت فوق العاده قائل هستند معمولا تولیدات داخلی  20%  تا  30 %  نسبت به محصولات غیروطنی گرانتراست ولی تولیدات خودی را بااشتیاق ومیل فراوان خریداری می کنند.

 

شاید ازنظرکیفیت زیادفرقی هم نداشته باشند گاهی تولیدات داخلی کیفیت پایین هم دارد مثلا دراین کشور بدلیل جوی میوه تولید نمی شود ولی دربعضی نقاط جنوب سیب حاصل می دهد ولی از نظر کیفیت این سیب با سیب های وارداتی به مراتب بی کیفیت است ولی زمانیکه سیب های خود فنلند به بازار می آید درهرکیلو یک یورو تفاوت قیمت دارد ولی فنلندی همان را با انگیزه که محصول وطن شان است می خرند.

 

یا بطورمثال به دو نمونه از دو فروشگاه که یکی متعلق به خود فنلندی ها است (پریسما) اشاره می نمایم ودیگری فروشگاهی است زنجیره ای دراکثر کشورهای اروپایی از جمله درکشورفنلند بنام لیدل فعالیت می کنند فروشگاهی لیدل از نظرقیمت  10%  تا  20%  ارزانتر از پریسما محصولات خودرا عرضه می کند ولی اکثریت فنلندیها خرید از پریسما را نسبت به لیدل که غیرفنلندی است ترجیح می دهند چرایکه پریسما یک فروشگاهی فنلندی است خرید از آنجا را به نفع وطن خود میدانند شاید اینگونه حساسیت دربقیه کشورهای اروپایی و......هم باشد ولی طبق معلومات خودم حساسیت فنلندی بیشتر وشدیدتر میباشد.

 

ما ها (افغانیها) چطورهستیم؟

 

 

 

درادامه عکسهای بیشترراببینید......



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه 1388/04/06 توسط نبی قانع زاده

پارک ملی افغانستان

 

بند امیر واقع در ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان است.
مناظر زیبا ، دلپذیر و دلچسب این ساحه دولت مرکزی را واداشت تا بند امیر را بعنوان اولین پارک ملی در افغانستان اعلام کند .
این بند یکی از عجایب طبیعی افغانستان به حساب می آید.

بند امیر دارای 6 جهیل عمیق آبی رنگ ،لاجوردی و کریستالی است که آب آن از چشمه سارهای کوههای اطرافش جمع می شود.
بند امیر در فاصله 215 کیلومتری کابل و دربین هندوکش شرقی و سلسله کوههای بابا در مرکز افغانستان قرار دارد.

بعد از آنکه بند امیر بعنوان اولین پارک ملی در افغانستان اعلام شد والی بامیان از آمادگی هایش برای افتتاح رسمی این بند خبر می دهد .


حبیبه سرابی ، والی بامیان می افزاید که فعلا چیزی را که عملا ما اجرا کردیم توانستیم ساحه اطراف بند را انتقال دهیم که شامل مغازه ها و رستورانهایی بود و یک پلان ساخه جدید برایش ساخته شد تا این رستورانها و مغازه ها و هتل ها در آن جابجا شوند و زمین برای مردم اختصاص داده شده تا آنها کار خود را شروع کنند.
6 جهیل مشهور که آنها بعنوان بندهای کوچکتر مربوط به بند امیر می باشد به نامهای بند غلامان، بند قنبر ، بند هیبت که کاملا توسط دیوارهای سنگی شیب دار احاطه گردیده است ، بند پنیر در قسمت شرقی بند هیبت ، بند پودینه در سمت شمال بند پنیر و بزرگترین جهیل این ساحه بند ذوالفقار است که 490 هکتار زمین را احاطه کرده است.

در بند امیر حیوانات و پرندگان زیادی بود و باش دارند، حیوانات وحشی این ساحه عبارتند از گوسفند کوهی ، آهو ، گرگ و روباه و همچنین حیوانات دم دراز مانند موش کوهی نیز در این ساحه دیده شده است.
بر بنیاد آمارها نزدیک به 50 نوع پرنده در ساحه بند امیر زندگی می کنند ، حیوانات بیش از این برای زنده ماندن در بند امیر وجود ندارد و بیشتر این حیوانات بر اثر شکارهای غیر قانونی و تخریب علف چرها از بین رفته اند.

شماری از باشندگان بند امیر از مسؤلان دولتی می خواهند تا برای فظ حیات وحش و مراقبت از این بند توجه جدی تر کنند.
در همین حال والی بامیان می گوید بمنظور جلوگیری از تخریب شدن دیوارهای سنگی در بند امیر و حفظ حیات ماهی ها ، فعالیت چندین قایق ماشینی در آبهای این بند متوقف شده و با شکارچیان این ساحه برخورد جدی و قانونی صورت می گیرد.

همچنین والی بامیان افزود بخش اکتوریزم بامیان به همکاری بنیاد انکشافی آغا خان در ماه اکتبر سال گذشته میلادی آغاز بکار کرده است ودوره های آموزشی راهنمایی توریزم هم اکنون جریان دارد و فارغان این دوره های آموزشی به راهنمایی سیاحان و توریست ها در ساحات دیدنی و تاریخی بامیان می پردازند.


بند امیر در 75 کیلومتری غرب مرکز بامیان قرار دارد و سالانه شمار زیادی از خارج و دیگر ولایتهای کشور برای بازدید به این ساحه می آیند.
نظیر چنین بندی را در دیگر ولایات کشور کمتر می توان مشاهده کرد ، باشندگان این ولسوالی خواهان توجه جدی تر مقامات دولتی برای حفظ اوضاع طبیعی در این ولایت هستند.(افغان پیپر)

 

درادامه ، عکسهای بیشتر......



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/03/19 توسط نبی قانع زاده

نسل جدید(نسل دوم و...) پناهنده هادرغرب وفرهنگ اجدادی شان!

سیروتحول جامعه انسانی دربین اقوام وملتها سازنده و بوجود اورنده فرهنگها وتمدنها میگردند.

واصطلاح فرهنگ در لاتین به معنای کلتور یعنی مراقبت(جسم وروح) می باشد.

کلمه فرهنگ درلغت نامه معین به معنای1 ـ علم ، دانش . 2 ـ تربيت ، ادب . 3 ـ واژه نامه ، كتاب لغت . 4 ـ عقل ، خرد. 5 ـ تدبير، ......آمده است.

بطورمسلم همه یی اقوام وملتها دارای فرهنگ وآداب رسوم خاص خود میباشند که مردم ما نیز از این قاعده استثنی نبوده و باتاریخ کهن وغنی که دارند دارای فرهنگ خاص خوددربین ملتهای دیگر میباشند.

فرهنگ وآداب رسوم شامل زبان ،ادبیات ،هنر،معماری،لباس،اعیاد،چگونگی محافل شادی وغم،چگونگی تشکیل خانواده وغیره میباشند.

ملت ما از این نمادها و باین نمادها برخوردها و برداشتهای خاص خودرا دارند. این نمادهای فرهنگی تاثیرپذیری وتاثیرگذاری خودرا درسایرفرهنگها نیز دارند .

اقوام وملتهای رشید دیگردرراستای حفظ اصالتهای فرهنگ گذشته خود که ازارزشهای والای انسانی برخوردار اند تلاش نموده وانها را برای نسل آینده خود معرفی و تقدیم می کنند.

تاریخ گذشته ملت ما دریک حوزه فرهنگی و تمدنی وسیع دارای سابقه درخشان بوده ارایه آنها به نسل جدید که دربیرون از آن حوزه تمدنی (خارج از کشور) خودرامی شناسند ورشد می کنند لازم به باز گویی آن بزبان ساده وبه روشهای جدید امروزی دارد.

آشنا نبودن نسل جدید پناهندگان ومهاجرین با فرهنگ آبایی واجدادی شان فاصله یی با نسل اولیه پناهنده ها ایجاد نموده است وباعث اختلافات وسوتفاهم های گوناگون بین فرزندان و والدین میگردد واین فاصله ها هرروز بیشتر می شود.

 واکثر والدین وخانواده ها با نگرش ویژه وسنتی نسبت به فرهنگ خودش داشته وبعضی ها هم توانایی تفاهم با همان نگرش سنتی با فرزندان ونسل جدید را ندارند و از چالشهای عمده خانواده های پناهنده ای هموطن وسایرپناهندگان که شبیه به فرهنگ ما دارند به حساب می آیند.

کدام ارگان ونهادی فرهنگی برای نسل جدید پناهنده ومهاجردرخارج از کشور کاری اساسی انجام نداده اند حتی ایده واندیشه آن تا به حال بطور جدی شنیده وطرح نشده است تانسل جدید پناهنده ها بطورنسبی بافرهنگ آبایی واجدادی خودش آشنا گردند واین نا آشنایی ها چالشهای روانی وغیرروانی را ممکن است بوجودبیاورد.

درنظرسنجی های که با نسل جدید پناهنده ها از طرف موسسات مختلف درکشورهای پناهنده پذیر صورت می گیرد سوال های که از جوانان ونو جوانان پناهنده شده واکثراانها از نظرقانونی مدارک کشورمحل اقامت خودرا دریافت کرده اند وآنها شهروند آن کشور محسوب می شوند وقتی که ازآنها پرسیده شده است که:

 آیا شما خودرا متعلق به فرهنگ کشور محل اقامت خود میدانید؟

 ویاخودرا متعلق به کشوروفرهنگ آبایی واجدادی میدانید؟

 کتله وسیع از آنها حداقل خودرا متعلق به فرهنگ کشور محل اقامت خود نمی دانند.

اینها  نه از فرهنگ اجدادی و ابایی خود فرار کرده می توانند و نه هم خود را به فرهنگ جدید راحت احساس  می کنند

اما اینکه از فرهنگ آبایی و اجدادی گریزان نیستند وخودرا متعلق به فرهنگ دیگری غیرازآن فرهنگ که درآن رشد کرده اند می دانند به عبارت دیگر خودرا وابسته به فرهنگ آبایی واجدادی خود می دانند پس این نسل یک تعلق خاطر دیگر نیز دارند واین تعلق خاطر به نحوی یک خلا روحی برایشان محسوب می گردد واین خلا بصورت درست وحساب شده بدوراز افراط تفریط باید پرگردد تانسل قوی،مطمئن وبااعتماد به نفس بالا رشد کنند واز تعادل روحی مطلوبی برخوردار باشند.

ضرورت است تا فرهنگیان واندیشمندان جامعه ما دراین راستا راه حل های عملی را برای هزاران جوان و نوجوان (پناهنده ومهاجر) ملت ما بیاندیشند تا نسل پرنشاط وفعال تقدیم جامعه گردد.

گسترش رسانه های گفتاری،نوشتاری ودیداری دربین پناهنده ازاولویتهای این وادی خواهد بود تادرراستای ترویج وتحکیم این امور بپردازند تا نسلهای جدید با توانمندی های اقتصادی وعلمی بالا پل ارتباطی محکم بین دو فرهنگ گردند وپیوند های بین کشور اجدادی شان وکشور های بیرونی را مستحکم سازند.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/03/03 توسط نبی قانع زاده

روزمادرگرامی باد!

مادرکلمه ایست که از لابلای ان عشق،عاطفه ومحبت می بارد .

مادرمفهوم ایست مقدس ،پاک وزیبا که درزبانهای مختلف دنیا ،زمانیکه کلمه مادر به زبان آورده میشود دنیای از عشق ،فداکاری وایثار را همراه دارد.

ادیان وفرهنگهای مختلف مقام مادر را ارج می گذارند براین مبنا درسال ۱۹۱۴ میلادی توسط رئیس جمهوروقت امریکاه به پاس فداکاری وارج نهادن به مقام والای این یگانه گوهرارزشمند هستی دومین یکشنبه ماه مه بنام روزمادر مسمی گردیده است دراکثر کشورهای غربی این روز را گرامی میدارند.

ولی دربعضی کشورهای اسلامی سالروز میلاد حضرت فاطمه الزهرا(ع) دخت رسول گرامی اسلام (ص )بنام روز زن ومادر تجلیل میگردد.

ببینید .....

کلیپ زیبا ازوحید صابری دروصف مادر، تقدیم به همه مادران !

 

ما نیزاین روز( روز مادر )را به تمامی مادران وبویژه مادران فداکار هموطن تبریک وتهنیت می گوییم.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/02/21 توسط نبی قانع زاده

گفتگو با هلنا اورکامو یکی از معلمین آموزشگاه زبان فنلندی برای پناهنده ها ومهاجرین درشهرهوینکه

س : می توانید خودتانرا معرفی نمایید؟

 

ج : ماریا هلنا اورکامو هستم ودرحال حاضرمرکزآموزش بزرگسالان هووینکه ریهیمکی دربخش خارجی ها تاریخ وفرهنگ فنلند ،زندگی فنلندی ها وزندگی کاری را آموزش میدهم.

 

س : شما چه مدت تجربه کاری دررشته یی تان(معلمی) دارید؟

 

ج : تجربه کاری من شانزده سال دراینجا میباشد وهمچنین مدت چهار سال درمکتب ابتدایی فنلندیها مشغول تدریس بودم ومد تی پنج سال درافریقا دریک مکتب آمریکایی تدریس نموده ام.

 

س : میزان تحصیلات تان را می توانید بگویید (منظورم تحصیلات یک معلم درفنلند است)؟

 

ج : رشته تحصیلی من دردانشگاه زبان روسی وادبیات بوده که به مدت شش سال به اتمام رسانیدم و مدت یکسال هم برای رشته ای معلمی  آموزش دیده ام.

 

س : درهمین مدت که شما به صفت معلم برای خارجی ها ایفای وظیفه نموده اید آیا راضی هستید ؟

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/01/17 توسط نبی قانع زاده

بهاری بیاندیشیم....

بهار این عروس دلربای طبیعت قدم پیش نهاده ،خندان ورقصان قدح بردست با گیسوان زیبا که سراپای خودرا مزین به شکوفه های رنگارنگ نموده بانازکرشمه بردشت ، کوه صحرا جان تازه یی می بخشد تا با نسیم نوازش گرانه اش با صدای مرغکان خوش الحان بربستر خفتگان ، وزیده وتن های خواب آلودشان را به بیداری دعوت نماید.بهاریان آغوش باز نموده چون مادری دلسوز به استقبال پرمهرش می شتابند.

 وقتیکه بهار با لطافت وظرافت اش برپهنای طبیعت همچون موج دریا دامن می گستراند  حرکت وحیات دوباره ای درجهان می بخشد وجنبش دیگری درگستره ی زمین و زمان آغاز میگردد.

تماشای این شور شعف که با وزش ملایم صبحگاهی و نم نم باران عجین میگردد و بوی عطر اگین خود را درپهنه ای گیتی می گستراند چه  روح نواز خواهد بود!این آغاز چنان صفا بخش است که محصول زیبای آن عشق و محبت را به همراه دارد.

 این هدیه ی بی مانند ازجانب آفریننده بهار تحفه ی جهان هستی ست و ابتدای این شروع را نوروز می نامند واین عید شکوهمند با سرسبزی همگام شده وپیام روشنی علیه سردی ،خشونت،خواب رفتگی، سکون، سکوت ،یخ زدگی وانجماد دارد بهار با این نماد ها سر سازگاری ندارد.

نوروز آغاز نشاط  وخوشبختی درجامعه بهاری خواهد بود که با آمدن اش غمها وغصه ها به فراموشی سپرده می شود وانسان را دعوت به امیدواری می نماید .

درلحظات تحویل سال آنانکه بهاری می اندیشند و آرزوی سعادت مندی برای همنوعان خود می نمایند وشاید اندکی با خود بیاندیشند سالی که گذشت چگونه بود و چه کرده ایم؟ 

  و سال دیگری ازعمر مان باهمه ی تلخی ها وشیرینی هایش ، رنجها وخوشی هایش به پایان رسید.

 سالی گذشته  برای عده ای سال تعالی و ترقی و برای عده ای دیگرعقب گرد وسکون بوده.

 جمعی آبرو یافتند جمعی دیگر آبروباختند.

 عده ای به خدمت پرداختند وعده ای  دیگر به خیانت خویش اصرار ورزیدند.

 جمعی آرزوی عدالت کردند وجمعی هم به ستم شان ادامه دادند.

عده ای با قضایا عمیق شده و تفکر نمودند وجمعی از کنار این قضایا با خونسردی گذشتند.

آری! مروربه گذشته میتواند نقطه عطفی برای آینده یمان  باشد .

شروع سال را با نیکی اغاز نموده و با تبسم و لبخندی که بر لبهای  نیازمندان و مستمندان مینشانیم پایه های دوستی و برادری و برابری را استوارتر نماییم.

وبهار بهترین فرصت زدودن کینه ها از سینه هاست وزمانیست که همه با هم به همدلی وهمنوایی بپردازیم.

به یمن عبور از گردونه ی سرد زمستان وپا نهادن دربسترزیبای بهار، سفره هفت رنگ وهفت سین راتزیین نماییم.

 واین سفره را باسین های سلامتی ،سرسبزی،سربلندی،سعادت،سخاوت وسادگی همررنگ سازیم.

بلی ! بهار یعنی فصل رویش

بهاریعنی تحکیم دوستی ومحبت.

بهاریعنی غلبه برخشم وتندروی

بهاریعنی اعتدال یعنی مردود شدن افراط وتفریط

پس بیایم همه باهم بهاری بیاندیشیم و همراه بااعتدال شویم

و بر افراط تفریط خط بطلان بکشیم.

ارسال در تاريخ شنبه 1388/01/01 توسط نبی قانع زاده

اودرزمانیکه احزاب بنیاد گرای پشاور تصمیم گیرنده سرنوشت کشور شد وگفتند که ما درباره حقوق زن ، هندو وهزاره بعدا تصمیم می گیریم واین موضعگیری بنیاد گرایان وتمامیت خواهان پشاور نشین برتصمیم های آینده اش تاثیربسزایی داشت وشجاعانه نسبت به باورهای قبلی اش نسبت به این گروه های افراطی تجدید نظرکرد.

شهید مزاری چه می خواست؟

 (به مناسب چهاردهمین سالگرد شهادت فریادگرعدالت رهبرشهید استادمزاری)

شناخت رهبر شهید استاد مزاری نیاز به شناخت جامعه یی دارد که درآنجا او واندیشه ای او مبارزه می نماید.

پیش ازآنکه ما دنبال شخصیت آن شهید برویم جامعه ومردمی را بشناسیم که او، ازآن جامعه ومردم برخواسته است وازآنها  نمایندگی میکند.

مزاری رهبری است برخواسته از متن توده های فقیر ورنج دیده که 250 سال شلاق استبداد را بردوش دارد .

مزاری رهبریست که رنج به زنجیرکشیدن مردم خودرا باپوست واستخوان خود درک کرده است.اوهرلحظه صدای شکستن استخوانها و ناله جوانان مردمش از سیاه چالهای وزندانهای عبدالرحمان خانی و..... رامی شنیده است.

اواسارت جوانان ،دختران وزنان هزاره را که در بازارهای قندهار که به قیمت دو پیسه فروخته می شده ودر صفحات تاریخ اینهارا می دیده سخت اورا آزار می داده است.برهمین مبناست شخصیت او بادیگربنام رهبران فرق دارد.

اوفریاد درگلوخفه شده 250 ساله مردم دربند کشیده خوداست.براین اساس است خواسته هایش برای قشری دلنشین وبرای قشری دیگر دشوار وسنگین تمام می شود.

درهمینجاست که فریادهای اوچنان الهام بخش بوده که برای اکثریت مردمش مقتدا ورهبرمیگردد وبرای عده ای این فریادها چنان کوبنده وسخت تمام می شود که تصمیم به تخریب و نابودیش می گیرند .

اینجاست اگربخواهیم مزاری را بشناسیم اول باید در درون جامعه هزاره رفته،آرزوها وحرمان تاریخی این قوم را درک کنیم یعنی قوم ایکه حداقل درصدسال گذشته تحقیر و توهین شده مردم ایکه 62 درصد شان قتل عام شده مردی ازهمین تبار برای نجات شان فریاد می زند.

 به نمونه های آن خواسته توجه میکنیم:

مابرای مردم خود فقط این را می خواهیم که دیگر هزاره بودن جرم نباشد.

 درهمین راستا درجای دیگر چنین می گوید:

مادرافغانستان هیچ چیزی نداشته ایم وهیچ چیزی اضافی نمی خواهیم ما فقط خواسته ایم که غول انحصار رابشکنانیم.

ویادرجای دیگرچنین گفته است:

ماعاشق قیافه هیچکس نیستیم فقط می خواستیم مردم ما درتصمیم گیری سیاسی این کشور سهیم باشد.

کسیکه مفهوم این فریادها را درک  نکند شناخت مزاری برای او بس دشوار خواهد بود.

........................



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه 1387/12/23 توسط نبی قانع زاده

اهمیت آموزش زبان مادری برای اطفال پناهنده ومهاجر

( بمناسبت  21  فبروری روزجهانی زبان مادری )    

قسمت اول

مفهوم دهکده جهانی درعناوین رسانه ها با تیتر درشت جلب توجه میکند یکی از جهات مهم آن مهاجرت روز افزون انسانها ازکشوری به کشوری دیگر به منظور شرایط بهتری زندگی ویا نیاز کشور های صنعتی به نیروی کار یا  بعلت پایین بودن تولید نسل ویا بدیلیل روند پناهنده پذیری کشورها بخاطر جنگ وکشمکش های قومی ، نژادی و مذهبی و........تعدادی وسیع از انسانها از جایی به جایی دیگر جابجا میگردندواین تعداد انسانها با زبان، فرهنگ ،آداب ورسوم خود در سرزمین جدید سکنی میگزینند.

یکی از بزرگترین جابجایی هایی تاریخ مهاجرت دراثرتنشها ،جنگها ،تجاوزها وبی عدالتی ها درسه دهه اخیر، درافغانستان بود که اکثرا به دوکشور همسایه پاکستان وایران پناه گزیدند ، ولی تعدادی هم ناشی از مشکلات دیگروزندگی بهتر راهی کشورهای غربی شدند که دراین نوشته اینها مورد نظرما می باشند . پناهندگان ومهاجران   که درکشورهای غربی و پناهنده پذیر زندگی جدیدی را آغاز نمودند ازمزیت های رفاهی، اقتصادی واجتماعی برخوردار شدند ولی مسئله ایکه کمتر در این بین مورد توجه قرارمیگیرد پایه ها واصول حفظ اصالتهای فرهنگی میباشد و تعدادی هم دغدغه ذهنی شان حفظ اینها بوده  ولی پایه واصول ایکه بتواند از آن ارزشها واصالتها  پاسداری  نموده وازآن تصویری ارائه نمایند ، چیزی در بساط وطرحی درذهن ندارند.

اگربادید کنجکاوانه دردرون جامعه مهاجر رفته خواهیم دید، آنهاییکه تاهنوز به حفظ آن اصالتها باورمند هستند نظرات متفاوت ودیدگاه های مختلف راارائه می نمایند ، ارائه دیدگاه ها هم بستگی به توانائیها وبرداشت های افراد از پدیده ها ومعضلات اجتماعی وفرهنگی دارد.

دراینجا لازم بنظرمی آید که:

اول باید بدانیم  پایه ها واصول اصالتهای فرهنگی درکجاها قراردارد؟

وبعدازآن چگونه میتوانیم این اصول را درجامعه ارائه نماییم ؟

وراههای حفظ اصالتهای فرهنگی درکجا میباشد؟

آیا حفظ آن برای جامعه پناهنده ومهاجر مفید است ؟

ووجود جامعه میزبان وکشورهای پناهنده ومهاجرپذیر ازحفظ آن نفع می برد ویا به ضررآنست ؟

 این سوال های است که درذهن انسان ترسیم میگردد ونیازمند پاسخ روشن ومستدل برای جامعه پناهنده و پناهنده پذیر می باشد.قشری فرهنگی جامعه باید درصددی راه حل وجواب این سوالها باشند داشتن طرح و هماهنگی فرهنگیان فرهیخته جامعه موثرترین راه برای پیشبرد این اهداف متعالی خواهد بود.

  کسانی که با شکارهای سیاسی زیر عنوان کارهای فرهنگی، دینی و...... تلاش می کنند لازم نیست  باآنها وارد بحث دراین وادی شد که کارهای تند وافراط گرایانه وگاهگاهی زیرکانه بعضی از جناحها را هم به نفع جامعه پناهنده ومهاجر ندانسته وعمل کرد آنها  موثربرای بقای زیربنای های فرهنگی ارزیابی نمی گردد.

بااندک دقت بدرون جامعه پناهنده ومهاجردیده شود به نکات برخواهیم خورد که این نکات می تواند برای آینده و بقای فرهنگی افغانستانی ها قابل تامل میباشد که موردتوجه وعنایت قرار نمی گیرد ، که این کم توجهی ها میتواند درآینده ها چیزی بنام کتله فرهنگی افغانی درکشورهای غربی کمتر بروز خواهند کرد.

 وهرکسی شاید برای محفوظ نگهداشتن آن حرفهای داشته باشد و این ایده ها میتوانند درجهت ترویج وتحکیم آن موثر خواهدبود،ولی طرح دقیق وحساب شده برای تحفظ اصالتهای فرهنگی تا حال حداقل نگارنده این سطورندیده است  کشورهای شمال اروپا تدریس زبان مادری را برای  اطفال پناهنده ها در نظر گرفته اند که در هفته  دوساعت برای زبان مادری اختصاص دارد بعلت نبود آموزگاران مجرب نتیجه اش کمتر مشهود است .

 وهرجامعه ای هم نماد های فرهنگی متفاوت دارد، اگرآن نمادهارادرست بشناسیم وسیله ای شناخت آن نمادهای فرهنگی چه خواهد بود؟

 به باورما زبان بهترین وسیله برای شناخت نمودهای فرهنگی یک ملت می باشد وقتیکه یک ملت باورمندبه شناخت نمادهای فرهنگی خوداست باید زبان خودرا یاد داشته باشد یعنی هم خوانده هم نوشته وهم مفاهیم زبان خودرا درک کند تا نماد های فرهنگی واسطوره های خودرا بشناسد .

 مثلا شعری یک شاعررادرنظربگیرید وقتیکه یک شاعر شعر میگوید توام بااحساس شاعراست زمانیکه  شعری  اش  ترجمه میگردد درترجمه ای شعرش آن چیزی که او می خواسته است کمتر دیده می شودچرایکه احساس شاعردرانجا نیست، و هر ملتی دارای تاریخ ، هنر،ادبیات ، موسیقی ، آداب ، رسوم  خاصی خود است و تمام زوایای این ویژه گیها را اگرخوب بشناسیم باید بازبان خودآن ملت آشنا شد امروز فرهنگ ترجمه پاره از مشکلات را حل می کند ولی نه در حد یکه کفایت کننده برای شناخت باشد بحث دیگریکه دراینجا پیش می آید اینست که بعضی کشور های پناهنده پذیر نتوانسته آثاری ملل دیگر- مخصوصا آثارتاریخی وفرهنگی افغانستان را- ترجمه نماید که خود یک کمبود دراین راستا می باشد .

پس ضرورت آموختن زبان مادری برای حفظ فرهنگ هرملت ضروری بنظر میرسد علاوه برآن فواید دیگری نیز برآن متصور است که درآینده به آن خواهیم پرداخت پس میتوان گفت که زیربنایی نمادهای فرهنگی یک ملت حفظ زبان آن  بوده که از کلیدی ترین وعمده ترین رکن فرهنگ  بحساب خواهد آمد ما به نمونه ای از پدیده پناه گزینی که از کشور ما در حدود یک نیم قرن پیش اتفاق افتاده است (  منظور از این مهاجرت وارد شدن دریک فرهنگ کاملا متفاوت می باشد )   بطورمختصر به آن اشاره می کنیم :

دکتر طبیبی مدعی است که :

"برخی از مردمان افغانستان ازیک نیم قرن پیش راه مهاجرت به خارج را درپیش گرفته اند قرار معلوم نخستین     مهاجرت دسته جمعی افغان ها(افغانستانی ها) درسال 1860 میلادی ازافغانستان به استرالیا صورت گرفته  است دراین مهاجرت که به خواست دولت انگلیس گرفته بود ، درحدود زیادترازهفتاد فامیل ازافغان های (افغانستانی های) نواحی غزنی وکابل برای راهیابی وشناخت ازناملایمات های طبیعی به بزرگترین جزیره ای که مرکز تجمع برخی ازجنایتکاران آدم کشان انگلیس بودبرده شدند ، هدف این بود تاهمیاری افغان ها  (افغانستانی ها) که مردمان سرسخت ومقاوم میباشند ازدشتهای سوزان گیبسون وسیمپون[1]  از پرث[2]  سواحل غربی استرالیا که به اقیانوس هند انتقال دارد تاشرق که به اقیانوس آرام ختم میشود شناخت پیدا نمایند   این مهاجرت که با وسایل نقلیه خود افغانها (افغانستانیها) یعنی شتروقاطر صورت گرفت ماه ها طول کشیده بود  چند فامیل نسبت تشنگی وطولانی بودن راه به هلاکت رسیده بودند."(3 

حالا اگر ما دربین این مهاجرین که یک نیم قرن پیش به استرالیا مهاجرت کرده اند، رفته وببینیم که آنها چقدرافغانی مانده اند شاید تنها همین را بیاد داشته باشند که ما در گذشته ازافغانستان امده ایم آنهم این افهام تفهیم بزبان انگلیسی صورت خواهد گرفت .

هرچند زمان آن مهاجرت باشرایط امروزی ما کاملا متفاوت است قدرت رسانه ها امروز مرزها وفاصله های جغرافیایی راازهم گسسته است دراینجااین پرسش پیش میآید که ماچقدرتوانسته ایم درراستای حفظ هویت فرهنگی خود از قدرت رسانه ایی استفاده های مطلوب نموده ایم ؟

 و درراستای ترویج وتحکیم حفظ زبان، راه های را جستجو نموده  ازحفظ اصالتهای فرهنگی که زیربنای آن همانا حفظ زبان مادری برای اطفال ، نوجوانان وجوانان ما خواهد بود غفلت نورزیم ، زبان مادری کلیدی خواهد بود برای باز کردن تمام درها در راستای حفظ هویت و اصالتهای فرهنگی که باداشتن کلیدی بنام زبان مادری ((فارسی دری ، پشتو و.......)) خود میتوان وارد تمام وادی های فرهنگی خود شد.

  ادامه دارد....... 

Gipson & Simpson] 1[

Perth [2]

(3) به نقل از مردم نامه باختر ص 87 و 86 چاپ کانادا برگرفته از یک مقاله بصیر احمد دولت آبادی

ارسال در تاريخ پنجشنبه 1387/12/08 توسط نبی قانع زاده

الهه سرور باید بداند جامعه اش خیلی پیچیده است!

الهه سرور تنها دختری بودکه درچهارمین جشنواره ستاره افغان درتلویزیون طلوع با دیگران به رقابت می پرداخت اویکبار ازدورهشتم این رقابت حذف شد واین حذف هم به الهه وهم به هوادارانش شوک واردکرد حذف غیرمنتظره الهه باعث شد که تلویزیون طلوع یکباردیگر الهه ودیگر حذف شدگان را درمعرض رای گیری مجدد قرار بدهند که مردم توسط SMS -پیامک- ستاره مورد نظر خودرا برگزینند در دور دوم شش ستاره بشمول الهه درمعرض رای مردم قرار گرفتند که دراین دور الهه باز رای نیاورد.

آیادرکشورما برای صعود درچنین مواردی رای گیری به این سیستم درست است؟

 بازماندن الهه را درکجاها ارزیابی می توان کرد؟

اگربافت پیچیده جامعه افغانستان را درنظربگیریم بحث لیاقت وشایستگی درچنین مواردی چندان مفهوم ومعنایی ندارد قهرمانی وقهرمان شدن که با چنین ملاکهای دراین جامعه به سنجش گرفته میشود نتیجه اش همین است که ما شاهدش بودیم ، انصافا آنهاییکه SMS -پیامک- نموده اندچقدر آنها براساس لیاقت وشایستگی رای داده اند.

بیایم صادقانه حداقل بخود راست بگوییم که ملاک قضاوتهای ما لیاقتها وشایستگی است؟

یامعیارداوریهای مارا باور های منفی که در درون جامعه پراگنده است تشکیل می دهد و آن کنش ها و واکنش هاست که روی قضاوتهای ما تاثیرمیگذارد .

واضح ومشخص است زمانیکه الهه از مهاجرت به وطن برگشته است با یک ذهن پاک بدون جنجالهای رایج درافغانستان بدنبال انتخاب خودش موسیقی رفته است حالا چقدراین انتخاب اش درست بوده یا نبوده من به آن کاری ندارم ، من ذهنیت منفی جامعه ام میخواهم بگویم که با هرپدیده بادید وملاکهای خاص برخورد می شود.

اگررای دهی ها سمت سو دار نیست زنان ودختران همراه با هوادارانش به او رای میدادند به احتمال قوی او چانس ستاره  شدن اول و یا دوم را میداشت.

الهه والهه های دیگر ظرافت های جامعه ای خودرا بخوبی درک نمی کنند اینها که در وادی های مختلف گامهای برمیدارند باید حساب شده ودقیق باشند جامعه افغانستان غیر جوامع دیگر است .

 زمانیکه الهه در دور اول حذف شد درپشت صحنه چنان زار زار گریست وگفت که تمرین کرده بودم وحرفهای مردم را شنیدم و.........و..........همیطور در دور دوم زمانیکه مجری برنده را اعلام میکرد الهه چنان دچار اسطرس بود که هر بیننده باوجدان را این حالت او متاثرمیکرد آیا ستاره شدن در تلویزیون طلوع ارزش این همه استرس ها ونالیدن ها را دارد ؟

الهه و هوداران الهه بیاد داشته باشند رای های مردم  شکیب همدرد را یکبار ستاره اول ساخت باری دیگر حمید سخی زاده را ستاره دوم ساخت قطعا همان رای ها هم برای الهه هم گسیل داده می شد اما چرا آن رای ها به الهه داده نشد؟

 پاسخ اش را درپیچیدگی وسنتی بودن جامعه به جستجوگرفت .

الهه والهه های دیگر حتما توجه دارندکه بانوی نامدار کشور سیما سمر از زنان موفق کشور است خانم حبیبه سرابی رانیزمی توان از خانمها موفق به حساب اورد و........این بانوان جایگاهی ویژه در بین جامعه ومردم خود دارند.

ولی چرا با الهه اینگونه برخورد میگردد پاسخش شاید کمی دشوار باشد.

  این رانباید فراموش کرد که الهه با ذهنیت پاک امده بود واینگونه برخورد ها در قضاوتها وبرداشتهای آینده او بی تاثیر نخواهدبود وازاین برخورد درس خوبی باید بیآموزد

 ومن به این باور هستم که الهه فردا الهه امروز نخواهد بود .

الهه والهه دیگر که جوان وپرانرژی هستند بدبختی جامعه خودرا خوب درک کنند که چگونه برخورد حساب شده با ستاره هایشان می گردد!

اگرالهه با ذهنیت جدید در فردا ها درچنین رقابت های پا به عرصه بگذارند قطعا برنده خواهدشد.

ولی سوال اینجاست که آیا برنده شدن الهه درچهارمین جشواره ستاره تلویزیون طلوع که باذهنیت صاف وپاک آمده بود ارزشمند است ؟

یا که درآینده با ذهنیت جدید می آید ؟

این جامعه ماست چه باید کرد ؟

 

ارسال در تاريخ جمعه 1387/11/25 توسط نبی قانع زاده

سالگرد فاجعه افشار به همه عدالتخواهان وخانواده های

 شهدای مظلوم این فاجعه تسلیت باد!

افشار و هزاره های بی تفاوت!



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 1387/11/24 توسط نبی قانع زاده

 زمینه پذیرش اولین شهردارزن درتاریخ افغانستان

قبلا ولایت بامیان این افتخار را داشت که اولین والی زن را درتاریخ کشور به ثبت رسانیده  بود دایکندی دومین ولایت است که اولین شهردار زن را درتاریخ افغانستان به ثبت رساند.

دولتمردان افغانستان وجامعه جهانی با دقت وسنجیدگی دست به چنین انتخاب های زده است درکشوری سنتی وقبیله سالاریکه زن از محرومترین قشرمحسوب میگردد چنین انتخابی از دست آوردهای کلانی شمرده خواهد شد.

دولت افغانستان چنین حرکتی را به حسابی موفقیت ها ودست آوردهای خود برخواهد شمرد در حالیکه همه میدانیم این دولت درراستای نهادینه کردن چنین حرکتهای چندان بستر سازی نکرده است .

انتخاب اولین والی زن در بامیان یا اولین شهردار-شاروال- زن در ولایت دایکندی درمناطقی به آزمایش گرفته می شود که درمقابل چنین حرکتهای حساسیتی وجود ندارد که بعضا با استقبال هم مواجه میگردد چنین گزینشهای را دربستر همان ساحات جستجو نمود نه در جای دیگر. 

پذیرش چنین گامی محصول گذشته ای این سرزمین (دایکندی،لعل سرجنگل،یکاولنگ جاغوری ، بهسود، دره صوف و...............) محسوب میگردد.

چرایکه قبلا اینجا درجهت حساسیت زدایی کاری های مطلوبی دراین راستا صورت گرفته بود ودرکادررهبری این مردم از حضور زنان بهره گرفته شده بود چنین زمینه های بوده که فرصت امروزی را فراهم کرده است که بدون کدام مشکلی عذرا جعفری شهردار دایکندی میگردد وحبیبه سرابی به حیث والی بامیان ایفای وظیفه نموده وکارش را ادامه می دهد.

دولت جناب کرزی وجامعه جهانی که چنین حساسیت های را درک می کند آیا میداند که بامیان و........ارعدم انکشاف متوازن رنج میبرد ودایکندی را در همین روزها خطر گرسنگی تهدید می کند!!!

ازکنارچنین بی عدالتی ها چرا باسهل انگاری می گذرد ؟

عذرا جعفری

ارسال در تاريخ جمعه 1387/10/27 توسط نبی قانع زاده

چگونگی تجلیل ازدهه ماه محرم درکابل

تجلیل ازماه محرم وعاشورادرافغانستان سابقه طولانی دارد سیروتحولات زیادی رادیده است اکثرپیروان مکتب عاشورا دراین کشوربه شکلی از اشکال این دهه راتجلیل کرده اند ونحوه مراسم طبق آداب رسوم خاص هرمنطقه برگزار می شده است درشکل مرثیه خوانی ،عزاداری وسینه زنی تفاوتهای داشته مثلا درشهرهاسینه زنی بطورنشسته ودرهزارجات به شکلی دیگرو...........انجام می یافته است.

سینه زنی نشسته تا جاییکه من دیده ام مختص شهرهای افغانستان می باشد.

چراسینه زنی بطور نشسته ؟

درگذشته نه چندان دور من از بسیاری محاسن سفیدان شنیده ام اکثرمردم عزاداری ها یشان را بصورت مخفی درزیرزمینی ها برگزار می نمودند طبیعی است وقتیکه به عزاداری می پرداختند باید آرام ونشسته بدون سرصدا زیاد برگزار گردد بر اساس همان فرهنگ گذشته است که اکنون سینه زنی افغانستانیها بطور نشسته برگزار میگردد . 

 تاریخ وگذشته ای عزاداری وسینه زنی اینگونه بوده ولی درسالهای اخیر بویژه امسال چنانچه از رسانه ها اعلام شد که مراسم ماه محرم وعاشورا درافغانستان وکابل از ویژه گی خاصی برخوردار بود .

بعد از بوجود آمدن حاکمیت جدید وتصویب قانون اساسی جدید مجالس عزاداری آزادانه وبه شکلی جدید برگزارمیگردد درگذشته هیئت های سینه زنی درداخل تکایا ،حسینیه ها ، زیارتگاها ومساجدبه عزاداری می پرداختند ولی درسالهای اخیر اینها درسرکهای وخیابانهای برآمده به عزاداری می پردازند که اینگونه سوگواری یک پدیده جدید بحساب می آید.

دراین روزها دراکثرنقاط شهرکابل دروازه های که درآن پرچمهای سیاه رنگ نصب میباشد تذیین شده است توسط بلندگوها که صدایش ازفاصله های دورشنیده می شود به نوحه خوانی می پردازد دربعضی این دروازه ها عکسهای نصب شده است که بعضا سوال برانگیز میباشد!!! 

درسالهای اخیرکه انترنت به خانواده رسانه های خبری پیوسته است انعکاس وانتقال اخبار وتصاویر به سهولت به سراسرجهان منعکس میگردد دراین راستا عکسها وفلمهای از زنجیرزنی وتیغ زنی از مراسم دهه محرم منتشرمیگردد که برای بینندگان غیرشیعه نا مانوس وبعضا تکان دهنده محسوب میگردد دراین رابطه درماه محرم گذشته مقاله ای تحت عنوان فرهنگ عزاداری درعاشورا چگونه است ؟ نوشته بودم ودرآن متن امده است که بعضی اعمال در عزاداری مبنای دینی ،عقلی و ......ندارد.

امسال تعدادی از علمای دینی عمل زنجیرزنی راخلاف ارزشهای اسلامی دانسته عزاداران را تشویق به دادن خون درشفاخانه ها نمودند من به انگیزه های این فتوی دهندگان کاری ندارم که برچه انگیزه ومبنا این فتوی را صادر کرده اند ولی نفس این تیغ زدنها وزنجیرزدنها اساس و مبنای دینی وعقلی ندارد اینکه چگونه ازاحساسات مذهبی مردم  استفاده شده است والله اعلم

حالاباجلوگیری ازیک عمل غیرعقلی وشرعی متوسل به عمل دیگرکه مبنای سواستفاده دارد راچگونه توجیه کرد؟

امسال در محوطه خاتم الانبیا دشت برچی پرچم منسوب به حرم امام حسین (ع) نصب شده است صدها هزار نفربه زیارت آن پرداختند پول کلان دراینجا جمع آوری شده است . دوست ازکابل درتلفن به من می گفت که من امشب ساعت یک شب موفق به زیارت شدم، گفتم چقدر پول ریختی گفت مبلغ 1000 افغانی ، سوال کردم درنهایت تکلیف این پولها چه می شود؟ گفت نمیدانم چون همه پول می ریخت من هم درآن صندوق پول ریختم.

باکسانیکه ازمذهب واحساسات مذهبی مردم سواستفاده می نمایند چگونه برخوردگردد؟

و به نظرشما چه  می رسد؟

لینکهای مرتبط

تاکید بر اتحاد شیعه و سنی در مراسم عاشورا

اهدای خون بجای زنجیرزنی

رشد تشیع در افغانستان و نقش ایران

تصاویری از عزاداری شیعیان افغان در ماه محرم

افغانستان: مراسم عاشورا در فضای امن برگزار شود

در عاشورای امسال پسر سید فاضل با یک بیرق، میلیون ها پول به جیب زد!

دراکولايِ خون آشام

اطلاعيه مطبوعاتي کميسيون مشترک امنيتي به مناسبت برگزاري مراسم عاشورا و تاسوعا در کابل

عزاداري، ثواب و حمام خون!

 قصه استحمارهزاره درهفت تصویر

تحمیق هزاره ها از طریق مذهب

 

ارسال در تاريخ شنبه 1387/10/21 توسط نبی قانع زاده

نهضت مدنی افغانستان(نما) چه مسیری راپیمود ویا می پیماید ؟

درحول هوش حاکمیت رژیم متحجر طالبان نسل دیگری بااندیشه ودیدگاهی دیگر درغرب پناهنده شدند دربین این جمع مهاجروپناهنده تعدادی از روشنفکران وفرهنگیان هزاره نیز شامل بود که عمری را درسنگرهای مبارزه و مقاومت ویا درکشورهای همسایه مهاجر بودند .

اینها که سابقه وتجربه ای طولانی مبارزه وکارهای فرهنگی و......داشتند بااین انگیزه که غرب می تواند یک بسترخوبی برای تعقیب اهداف گذشته ای شان باشد زندگی جدیدشان را آغاز کردند که ابتدای سالهای 2000 اوج جابجایی اینها به کشور های پناهنده پذیرمیباشد .

اینها قبل از آمدنشان به غرب آرزو داشتند که اگرفضای آرام ومناسب برایشان میسرگرددبه نحوی مطلوبی به کارهای فرهنگی ومبارزات انسانی و......خود خواهند پرداخت که چنین فضای فراهم آمد این زمان مصادف با بوجود آمدن فضای جدید درکشور نیز بود  جمعی فرهنگی تازه پناهنده شده درغرب دراکثر کشورهای پناهنده پذیر پراگنده شدند درصدد ارتباط جدیدبا فرهنگیان که قبلادرآنجاساکن بودند برآمدند وزمینه ها ورابطه های فراهم گردیددر گردهمایی های که تشکیل می گردید همه فعالانه شرکت میکردند.

 درگردهمایی که به مناسبت سالگرد شهید مزاری درسال 2004 درکشوردنمارک برگزار میگردید  تعدادی از روشنفکران وفرهنگیان هزاره از کشورهای اروپایی و آمریکاه  و............ جمع شدند، دراین گردهمایی علاوه برتجلیل از شهید وشهادت ، بعد از دو روز بحث و گفتگو، تشکیل -  نهضت مدنی افغانستان (نما) -  پایه گذاری شد این تشکل باانگیزه وهدف مشخصی که درداخل وخارج ازکشورفعالیتهای شانرا سازمان بدهندبوجودآمد.

 تمامی شرکت کنندگان گردهمایی سال 2004 بااین باورکشوردنمارک را ترک کردند که به یک دست آوردی مثبتی دست یافته اند و اختیارات این تشکل به شورایی به سرپرستی آقای حمزه واعظی سپرده شد .

همه با حسن نظروامیدواری راهی کشورهای که درآنجا اقامت دارند، شدند.

 آقای ابدالی مقیم درفنلند که از دعوت شدگان این گردهمایی بود وی دراین جلسه شرکت نتوانسته بود برای حسن نظر نشان دادن به این حرکت  صفحه انترنتی برای نما ساخت (سایت قدیمی نما)

همه کسانیکه نسبت به سرنوشت مردم شان حساس بودند واین تشکل را مایه امید میدانستند اظهار خوشی و همکاری شانرا بااین حرکت بصورت مستقیم وغیرمستقیم اعلام داشتند.

جلسات پیرامون اساسنامه و......مدتی هم دریاهومسنجر ادامه داشت .

تااینکه درسال2007 شنیده شد که آقای انجنیراکرم گیزابی نهضت مدنی رابه کابل برده درصدد راجسترکردن این تشکل میباشد بلاخره امسال( درتابستان سال 2008 )طی گردهمایی درغرب کابل، نهضت مدنی، اعلام موجودیت نمود. (لینک خبر)

 و زمانیکه این خبرازطریق رسانه پخش گردید:

 این سوال بذهن آدم می آمد که آیا نهضت مدنی با هماهنگی اعضاوشورای اجرایی خود روانه کابل شده است ؟

 وبوجودآمدن تشکل نهضت مدنی برای چه اهداف وانگیزه ای بوده ؟

وآن اهداف با این اعلام موجودیت تامین میگردد ؟

چراما درچنین حرکتهای به یک جایگاه مطلوب نمیتوانیم برسیم؟

ضعف های ما درکجا ها قرار دارد؟

وهمینطور چند سوال دیگر...............

شما چه فکر می کنید ؟
ارسال در تاريخ پنجشنبه 1387/10/05 توسط نبی قانع زاده
 

تاملی درتجلیل از دهمین سالگرد در دری!

دربین اهالی فرهنگ وادب کشوردر دری نام ایست آشنا وپرآوازه  که در دو دهه گذشته این جمع کارهای ارزشمندی در وادی فرهنگ وادب انجام داده اند و این جمع درشرایط پا به عرصه مطبوعات گذاشتند وکارهای فرهنگی ومطبوعاتی را شروع کردند که نشریات داخل و خارج از کشور بیشتر به مدح وثنا می پرداختند  و یا اینکه کارهای نشراتی  برای آنهااهمیت درجه دو را داشت، واینها آمدند تحولی درعرصه مطبوعات ونشریات ایجاد نمودند. 

در دری محصول شرایط مهاجرت ومقاومت بوده که هسته اولیه اینها بیشتر در مشهد شکل گرفته است اینها بطور اکادمیک این حرفه را نیاموخته اند ولی زمانیکه کارخود را ارائه کردند محصول کار شان حرفه ایی تر از حرفه ای ها بیرون آمد .

در دری جمعی ایست که با هما هنگی و حمایت مرکز نویسندگان افغانستان در وادی مطبوعات کشور گام گذاشتند مرکز نویسندگان هم در هول حوش تشکیل حزب وحدت اسلامی افغانستان همگام با سیاست ها وحمایت آن حزب  به همت تعدادی از فرهنگیان افغانی حوزه علمیه قم فعال شد و دراین مرکز شخصیتهای چون سرور دانش ، بصیر احمد دولت آبادی و حسین شفایی و.............. نقش اساسی وکلیدی را بازی میکردند.

مرکز نویسندگان کتاب های زیادی را دروادی اندیشه ، فرهنگ ، تاریخ و......تهیه، تدوین وچاپ نمودند محصول دیگر  این مرکزفصلنامه ای سراج بود که در زمینه ای  تاریخ ، سیاست و..........می پرداختند.

 فصلنامه سراج خلاء دروادی ادب ، شعر وداستان را در خود احساس میکرد و این کمبود با پیوستن تعدادی از نویسندگان وشاعران مقیم در مشهد که بعد ها این جمع بنام در دری شهرت  یافتند، پر شد. و دومین فصلنامه ای مرکز نویسندگان بنام در دری پا به عرصه مطبوعات گذاشت ، این مجله توانست در کوتاه مدت توجه اکثر فرهنگیان کشوررا بخود جلب نموده و جایگاه ویژه را بخود اختصاص دادند بعد از چندسالی در دری از مرکز نویسندگان جدا شده فعالیتهای خود را بنام موسسه در دری و مجله ای را بنام خط سوم بدست نشر سپردند که تا اکنون ادامه دارد و امروز در دری دارای آوازه وعنوانی در داخل و خارج از کشور میباشند، امسال دهمین سالگرد خویش را بعد از چند سال فعالیت فرهنگی  جشن گرفتند.

 بنده تعطیلات تابستانی را برای دیدن اقارب و مادرم امسال به مشهد رفته بودم روزی به رسم احترام به این جمعی فرهنگی که از دوستان قدیمی من هستند به دفترشان ............



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 1387/08/19 توسط نبی قانع زاده

یک دختر از سوی پدرش مورد تجاوز جنسی قرار گرفت

هر چند تجاوز جنسی بالای کودکان چیز تازه در کشور نیست، اما کمتر دیده شده که پدری بالای دختر خورد سن اش تجاوز جنسی كرده باشد. فرزانه دختر 13 ساله باشنده منطقه گلاب شاه ناحیه پنجم شهرهرات از سوی پدرش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. این دختر می گوید:(( پدرم بعد از لت و کوب کردن مادرم او را از خانه بیرون کرده، دست پا و دهنم را بست نموده وبه من تجاوز کرد.))

شریفه مادر فرزانه نیز گفت:((شب حادثه شوهرم بعد از این که مرا لت و کوب کرد گفت که خانه پدرم بروم و ساعت 3 بعد از ظهر دخترم گریان کرده به آنجا آمده و گفت که پدرش به وی تجاوز كرده است.)) مادر فرزانه می گوید که شوهرش هیچ مشکل روانی نداشته است.

همچنان هدیه دختر 16 ساله باشنده مزار شریف از سوی مامایش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. هدیه می گوید: ((در خانه تنها بودم که ماما اندرم مرا مورد تجاوز قرار داد.))

آمار تجاوزهای جنسی به گفته مسوولان دولتی در این اواخر افزایش یافته، اما این دو مورد از قضایای نادر است که دختران در کشور از سوی وابسته گان شان مورد تجاوز قرار می گیرند.

مردم و نماینده گان ولسی جرگه دلیل افزایش این گونه حوادث را عدم تطبیق قانون و مجازات عاملان این گونه قضایا می خوانند.

با وجودي که یک بار رییس جمهور کرزی پس از انتشار خبر تجاوز گروهی بر یک دختر در ولایت سرپل خواهان مجازات عاملان آن شد، اما تا حال عاملان این گونه حادثات به صورت علنی مجازات نشده است.

مولوی شیخ احمد عضو کمیسیون دینی و فرهنگی ولسی جرگه در این زمینه می گوید: ((تجاوز جنسی در افغانستان روز به روز در حال افزایش است زیرا حکومت نمی تواند حدود شرعی را در کشور حاکم سازد. ))

وی گفت که عاملین تجاوز های جنسی بر کودکان، در افغانستان مجازات نمی شوند، زیرا مطابق به قوانین حقوق بشر، اتحادیه اروپا از دولت افغانستان تقاضا كردده است تا حکم اعدام از کشور لغو گردد، در حالی که متجاوزین مطابق به شرعیت اسلام باید اعدام شوند.

در همین حال پرویز آهنگ مسوول بخش حمایت از حقوق اطفال کمیسیون مستقل حقوق بشر می گوید: (( به دلیل بی امنیتی، فقر، عدم تطبیق قانون و بیکاری، تجاوز جنسی در کشور افزایش یافته است.))

آقای آهنگ گفت که کمیسیون مستقل حقوق بشر در بخش اطفال ورکشاپ های را به طور دوامدار در مرکز و ولایات به خاطر بلند بردن آگهی مردم براه انداخته است که از این طریق 50 الی 60 هزار نفر آگهی حاصل نموده اند.

همچنان انارکلی هنریار مسوول بخش حمایت از حقوق زنان کمیسیون مستقل حقوق بشر در این مورد می گوید: (( تجاوز جنسی زنان و دختران نظر به سال گذشته افزایش یافته است، چنان چه در سال گذشته 51 واقعه از این مسایل واقع گردیده بود، اما در طول 6 ماه سال روان 35 واقعه تجاوز جنسی در کشور صورت گرفته است که نظر به سال گذشته افزایش را نشان میدهد.))

جنرال علیشاه پکتیاوال رییس تحقیقات جنایی قوماندانی امنیه ولایت کابل در مورد افزایش تجاوزهای جنسی می گوید :(( طی سه ماه اخیر 45 واقعه تجاوز جنسی ثبت و راجستر شده است.))

آژانس خبری روز

دراین گزارش می بینیم بیشترتاکید به تنبیه ، اعدام و......تاکید میگردد عکس العملها معمولا همینطوریست .

من به اصل اینگونه تنبیه نمودنها کاری ندارم که درست است یا نادرست.

واین را هم اضافه نمایم که اجرای قانون هم یکی از راههای جدی جلوگیری از چنین جنایتهاست.

ولی اینرا میگویم که کمتر به ریشه های اینگونه مسائل از قبیل تعلیم ، تربیت وسایر زمینه ها توجه میگردد.

ارسال در تاريخ شنبه 1387/07/20 توسط نبی قانع زاده
سه نوع مبارزه ودفاع درافغانستان

دوست عزیزم آقای امین آرمان نوشته تحت عنوان سه نوع جهاد درافغانستان را در  سایت آرمان به نشر سپرده بودند که ایشان مراحل جهاد را انگونه دیده بودند که درآن نوشته آمده است عطف برآن مطلب من آن مراحل را که ایشان آنطوری ارزیابی کرده اند من آنرا اینگونه می بینم .

ولی بنده این سه مرحله اینطوری ارزیابی کرده ام

بیاد داشته باشیم که سه نوع دفاع ومبارزه داشته ایم .

الف / دفاع دربرابرتهاجم ارتش سرخ ورژیم کودتایی هفت ثورچندویژه گی داشت.

1-دراین مبارزه مردم با دست های خالی وبعدها ............به جهاد و دفاع پرداختند.

2- رژیم شعار طرفداری کارگر و دهقان را سرمیداد ولی دیدیم هزاران دهقان و گارکر را سر به نیست کردند یک نمونه درقیام چنداول بتاریخ 2 سرطان 1358 صدها کار گر و جوالی بی گناه را از سرای های چنداول بردند و نابود کردند که تابه امروز از آنها خبری نیست.

3- رژیم شعار تند چپ وضد امپریالیسیم و......را سرمیداد دراین میان عده یی استراتژی مقاومت و دفاع شانرا برمبنای عدالت ، برابری و برادری انتخاب نموده بودند چرایکه قبیله ای شان دراین کشور 250 سال بوده که قربانی تبعیض ، ستم ، وبیعدالتی شده بودند.( این دیدگاه را می توانید به نشریه پیام مهاجر وشماره های اول پیام مستضعفین در سالهای 1358 و 1359 و .....ببینید)

4- ویژه گی چهارم هیمن است ..........

ب / ثمره دفاع ومبارزه در مقابله باتبعیض وبی عدالتی دربرابر انحصار طلبی فاشیسیم ، خائن ، معامله گر ونوکراجنبی بعد از سقوط رژیم داکترنجیب و برپایی دولت اسلامی این ویژگی ها را داشت

1- ریش وپشم دلیل محکم برمسلمان بودن محاسبه میگردید .

2- پکل سمبول انحصارطلبی درذهن ستمدیدگان صد سال رنج دیگان تاریخ کشور تجلی نمود .

3- تاسیسات زیربنایی ، اقتصادی وفرهنگی غرب کابل از جمله لینهای موترهای برقی و کیبل های واگنها بخاطر جنگهای تحمیلی به اصطلاح ....... اسلامی تخریب شد دیگر مناطق صحیح سالم ماند با اندک دقت و تامل اگراهالی غرب کابل جنگ طلب ومهاجم می بودند می رفتند مثلا به خیرخانه و.......تخریب می شد ولی میبینیم که آنجا هیچگونه آسیب ندیده است واین دیگران بوده که جنگ را به اهالی غرب کابل تحمیل کردند.

4- راکت باران وبمباران هوایی ساحات غرب کابل را به ویرانه تبدیل نمود مدافعین برای دفاع از خود شان ناگزیر به مدافعه می پرداختند.

5- زورگویی وانحصارطلبی دربرابرعدالت خواهی ، برابری وبرادری قرارداشت  برای تحقق شعار عدالت اجتماعی میتوانست وزارت کلیدی مقدمه یی باشد یعنی هرکس طبق شعاع وجودی شان در قدرت سهیم گردد کجای  این خواسته نقص دارد ؟

6- کابل بطورعمده به دو خواسته تبدیل شده بود یکطرف انحصارطلبی وتبعیض طرف دیگر خواستار حقوق مساوی  وعادلانه بودند وشاید دراین میان .........

7-اکثرزنها وپسران برای زنده ماندن خانواده هایشان بخاطرشکستانیدن محاصره اقتصادی دولت اسلامی ، باپای پیاده مسیرهای طولانی رامی پیمودند تا اندک نانی و آردی تهیه کنند چه بسا که هدف تیراندازی تفنگداران انحصارگر تازه بدوران رسیده میرسیدند یا اسیرشان می کردند.

8- رژیم تبعیض پیشه چه بسا توطئه وتبلیغات سئو را بخاطر کم رنگ کردن خواسته های برحق عدالت خواهی وجبهه پابرهنگان تاریخ براه می انداختند مانند مسموم کردن آبهای چاه ، مخازن آب ومیوه جات درهفته نامه کابل در آنزمان که بعدا طی مصاحبهای این توطئه ها افشا شد و دهها دورغ پراگنی دیگر...........

9- سرهای بریده زنان ، تجاوز به دختران ، به قتل رسانیدن اطفال وبدارآویختن جوانان بجرم هزاره بودن در فاجعه افشار ، که دراسناد اکثر سازمانهای مدافع حقوق بشری ثبت شده است و گوشه های کمی از این جنایات فیلمش موجود است ولی هیج فیلمی وسندی به اصطلاح رقص مرده و زاییدن زنان و..........وجود ندارد متاسفانه گهگاهی از طرف بعضی ها آگاهانه و یا ناآگاهانه به جبهه حق خواهی هزاره ها نسبت داده می شود.

ج/ دفاع ومبارزه درعصر حاضر

1- درشرایط بوجود امده عصرحاضر برای شکنجه دیدگان دوصد پنجاه ساله تاریخ این وطن فرصتی  ناچیزی پیش آمده است تا آنها نفسی راحتی بکشند.

2- عصرحاضرکنونی دارایی یک ویژگی برجسته بوده که تابه امروز قتل عام سیستماتیک مانند فاجعه افشار ، قتل عام مزار ، بامیان ، یکاولنگ و........صورت نگرفته است.

3- تبعیض که میراث گذشته ای تبعیض پیشگان تاریخ این کشور است بنحوی دیگر وبه شکلی دیگردرحاکمیت جدیدظهورکرده است اما اینبارباشعار دموکراسی حضورخودرا تداوم می بخشد!

4- بخش اعظم کمک ها به جنوب و شرق گسیل میگردد!

5- درمناطق که تریاک کشت میگردد باز سازی و پولها نیز در همانجا سرازیز میگردد درعین حال همانجا مرکزقدرت طالبان نیز میباشد!

6- چندی قبل دیدیم که توربین تولید برق باپول هنگفت خریداری شده بود درناامن ترین مناطق (هلمند)توسط نیروهای خارجی منتقل گردید!

7- اما بامیان ، دایکندی و بدخشان و.......که از امن ترین مناطق به شمار می آیند هیچ توجه نمی گردد!

8- بهسود که بازسازی نشده  و دراینجا امنیت حاکم است تعدادی مجهول الحال بنام کوچی می آیند زن ، طفل ، پیر وجوان را به قتل میرسانند خانه های مردم را به آتش می کشند اموال شانرا تاراج می کنند درقبال این جنایت همه درسکوت بسر می برند!

خلاصه کلام حتی دفاع از جبهه عدالت خواهی درکشوریکه مبنایش براساس تبعیض و نا روایی گذاشته شده مشکل وسخت میباشد روشنفکران و فرهنگیان این قبیله نیز حتی اندکی دقتی به این خواسته ها نکرده اند بیشتر تحت تبلیغات دشمن قرار گرفته اند یک نقطه ضعف کوچک ،  خواسته ونا خواسته عمده وبزرگ می شود.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه 1387/07/15 توسط نبی قانع زاده

فلسفه عید فطر دریک نگاهی کوتاه !

 

حلول عید فطر ،زیبایی عبادت وبندگی را به نمایش میگذارد.

عید فطر ، جشن عاشقان اطاعت ، و مشتا قان خود سازی بوده، و برهمه یی سالکان ،پاکان و خداجویان مبارکباد!

روزه داران یکماه در جهت رضایت حضرت دوست سر به استان یکتایی اش گذاشته وفرمان بی همتایی یگانه را در آسمان دل پذیرا گشته و به ضیافت و مهمانی خدا رفته، قلبهای خویش را صیقل واراده ای خودرامحکم نمودند.

 روزه داران دراین یک ماه  بجنگ نفس شتافته،و با روزه داری درس صبرومقاومت را آموختند روزه به انسان روزه دارمی اموزد که گرسنگی ، تشنگی و ایستادن و مقابله با خواسته های نفسانی مشکل و دشوار هست  و لی انسان میتواند در مقابل سختی ها ایستادگی نمود.

 روزه تمرین برد باری وصبوری میباشد.

  روزه به روزه داران و انسانها هشدار می دهد  فقر و گرسنگی که انسانهای دیگررا رنج و عذاب می دهد وباید از ان مشقت وسختی ها مطلع گردد و روزه دار در هنگام گرسنگی وسختی خودرا شریک رنج فقرا میدانند و بدانند. 

روزه دار در ماه مبارک رمضان در هنگام روزه داری خود را متخلق به اخلاق الله نماید و در لحظات روزه خودرامطیع وبنده احساس کنند اگر انسان روزه دار موفق شود بتواند از فیوضات ماه مبارک رمضان که ماه اطاعت و خود سازی است بهره ببرد بر نفس غلبه پیدا کند فقر وفقرا را درک نماید این خود یک پیروزی بحساب می ایدو این موفقیت را فرهنگ رمضان عید نامیده است براین اساس هست که در فرهنگ دینی بعد از پایان ماه مبارک رمضان جشن بزرگی بر پامیگردد .

چرا یکه روزه داران با موفقیت از امتحان بیرون امده اند بخاطر این پیروزی و توفیق از این روز تجلیل میگردد و این جشن پیروزی در فرهنگ اسلام بنام عید فطر یاد شده هست که یکی از اعیاد مهم مسلمانان به شمار می آید.

عید لغتی عربی بوده که به معنی جشن و جشن گرفتن می باشد و و همچنین فطر در لغت همریشه فطور و افطار بوده که بمعنای خوردن آشامیدن میباشد از آن جهت این روز را عید فطر نامیده اند که در اول ماه شئوال که همان روز اول عید سعید فطر میباشد دستور امساک از طعام ونوشیدن برداشته می شود

   و بر هر مسلمان لازم است با پرداختن وجه معین ویا......... برای فقرا(یعنی زکات فطر) ونمازعیدفطر آغازتجلیل ازاین روزبزرگ  بر پا میگردد.

 روزه دار از پرداختن زکات فطر لذت میبرد چرا که در یکماه روزه داری وضعیت فقیروفقرارا درک نموده است  حالا با اندک وجه که در راهی خدا داده است اندکی احساس آرامش برایش دست میدهد شاید براین اساس بوده که بر هر مسلمان پرداخت زکات فطره لازم و واجب شده است.

 در اکثر کشور های اسلامی به مدت سه روز از این عید معنوی وبزرگ  تجلیل میگردد اما شکل گرامیداشت از این روزباعظمت در هر فرهنگ و ملتی فرق می کند اما آنچه مسلم است در این روز دید باز دید ها بصورت با شکوهی به اوج خود میرسد معمولا در فرهنگ دینی بزرگتر ها مخصوصا پدران و مادران افراد صاحب حقی اند

که در برنامه عید گرامی داشته میشوند اگر به جنبه های اخلاقی و عاطفی آن توجه گردد جنبه های بر جسته و عالی در این بعد مشاهده می گردد که در سایر فرهنگها کمترتوجه شده ویااصلا وجود ندارد کدورتها و.....حتی

دشمنی ها دراین ایام کنار زده میشود همه در کنار هم ازاین روزهای پربرکت تجلیل می نما یند عید مختص قشر خاصی نبوده بل همه خودرا دراین جشن باشکوه شریک و سهیم می بینند .

واگربه این پدیده اجتماعی ودینی عمیق شویم متوجه خواهیم شد که عید فطر بصورت غیر مستقیم  پیامی را به ما میدهد که با فقر مبارزه گردد مخصوصا این فقر یکه درجوامع عقب ........



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه 1387/07/08 توسط نبی قانع زاده

کابل که من دیدم!

قسمت پایانی

در شرایط  بوجود آمده جدید، ظهور و حضور رسانه ها در کشور نشانگر موفقیت دراین زمینه می باشد.

رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری درحد نسبتا مطلوب پا به عرصه گذاشته اند. چندین شبکه تلویزیونی در کشوری که چند سال پیش جعبه های تلویزیون را طالبان در سرچهار راه ها اعدام کرده بودند حتی دیدن تلویزیون جرم بود تا چه رسد به اینکه چه تصویری را می بینند!

تعدد شبکه های تلویزیونی باعث شده است که استفاده از ماهواره کمتر و بازار ویدئو کلوپ ها هم کم رونق گردد. تعدد شبکه ها توانسته مخاطب های خود را جذب نمایند. شبکه طلوع تعدادی زیادی را توانسته در پای برنامه های خود بکشاند؛ نه تنها از جهت پخش سریالها و موسیقی های شادش، بل از جهت بحث های آزاد و گاهی انتقادیش جلب مخاطب نموده است. تلویزیون تمدن که از دید خود به تبلیغ دین و مذهب می پردازد، بعضی ها این شبکه را می پسندد که از طرف آیت الله شیخ آصف محسنی تمویل می گردد. 

تلویزیون فردا نیز یکی از شبکه هایی می باشد که از طرف آقای حاجی محمد محقق حمایت می گردد. این شبکه نتوانسته در کنار شبکه های حرفه ای جایی برای خود باز نماید. گفته می شود که تلویزیون فردا از کمبود بودجه رنج می برد. آقای محقق در صدد باز کردن راهی برای تمویل این شبکه می باشد و سفرهایی به یکی از کشورهای همسایه داشته تا نظر آنها را برای جذب کمک جلب نماید. ولی این شبکه توانست در حادثه هجوم کوچی ها در بهسود در قسمت اطلاع رسانی برای مردم خوب عمل نماید.

 از پوشش دادن خبری تلویزیون طلوع هم در حادثه هجوم کوچی ها در بهسود نمی توان چشم پوشی کرد. در این قضیه تلخ بعضی تلویزیون های مدعی و طرفدارحقوق بشر حتی حاضر به پخش خبر این هجوم حساب شده نشدند.

گزارش تلویزیون طلوع از حمله کوچی ها در بهسود در یوتوب

شبکه هایی بنام صبا و آریا تبلیغات شان در سطح شهر نشان می داد که بزودی در حال پیوستن به خانواده تلویزیون های افغانی هستند. شبکه تلویزیونی نگاه در حال جذب پرسونل می باشد. کار ساختن ساختمان این شبکه در جریان بوده که اسکلیت بندی اش رو به اتمام می باشد و گفته می شود بزودی کارخود را آغاز خواهد کرد. نگاه شبکه ای است که بنحوی مرتبط با حزب وحدت اسلامی می گردد. دو شبکه نور و نورین که گفته می شود مربوط شورای نظار و حزب جمعیت اسلامی می باشد و به پخش برنامه های متنوع می پردازند. شکلی برنامه های شان طوری می باشد که بعضی اوقات آدم مشکوک می گردد که در پشت این شبکه یک حزب اخوانی قرار داشته باشد.

در مجموع تعدادی شبکه های فعال و درحال فعال شدن نزدیک به بیست کانال خواهد شد. اکثر این شبکه ها مروج اندیشه های خود بوده و همه سعی بر این دارند تا نشان دهند .............



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 1387/06/31 توسط نبی قانع زاده
 کابل که من دیدم !

قسمت اول

بعدازچندسال دوری ازوطن دیدارش سخت لذت بخش خواهد بود ، لحظات که هواپیما درفضای کابل نزدیک می شد از درون طیاره پایین رانگاهی کردم همین دیداول حس  عجیبی به من دست داد باخودگفتم تادقایق دیگرپابه سرزمین اجدادی ام میگذارم دیدن زاد گاه ام شاید ازلحظات خوش وخوبی زندگی ام خواهد بود  درحالیکه هواپیما ارتفاع اش را کم میکردهوای کابل را 27 درجه اعلام کرد وگفت تا چند دقیقه دیگر به میدان هوایی کابل بزمین خواهیم نشست .

زمانیکه هواپیمایی حامل ما بزمین نشست وقتیکه خط فاصل رنوی را طی میکردیم در دوطرف میدان زاغه ها ودیپوها نظامی و هلی کوپترها وهواپیماهای نظامی خارجی وداخلی خبرازحضور نیروهای نظامی درمیدان هوایی کابل میداد.

Maidan Hawaie by you.

میدان هوایی کابل

دراین پرواز تعدادی مسافرین که از شکل وشمایل شان معلوم بود که ازافغانی های مقیم درغرب هستند و برای گذراندن تعطیلات تابستانی بوطن آمده اند وقتیکه برای دخولی زدن درصف ایستادیم کسانی بودندکه باپاسپورتهای تراول دوکومنت به این سفرآمده اند سفارتها وقنسولگری های افغانستان برای اینها برگه های صادر کرده است که درآن برگه مهر دخولی وخروجی زده شود ولی مامورین موظف از اینکار ابا می ورزیدند می گفتند که ما پاسپورت را به رسمیت می شناسیم قونسلگری وسفارتها این حق را ندارند که پاسپورتها را از مهر زدن مستثنی بسازند جر بحث مسافرین ومامورین بالابودکسانیکه وضعیت آنجا را آشنا بودند می فهمیدند که چه کار کنند !

خلاصه درلای پاسپورت مقدار پولی بگذاری تا مهر دخولی به برگه زده شود .

اگر همین نکته را از نظر یک افغانی تازه وارد نا دیده بگیریم میدان هوایی نسبت به چند سال قبل از نظم نسبی برخورداربود. 

ولی ترمینال فعلی نمی تواندپاسخگوی  شرایط جدید باشد ، خوشبختانه درکنارهمین ترمینال یک ترمینال جدید شاید درحداستندردجهانی ............



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه 1387/06/08 توسط نبی قانع زاده
حکم کرزی !

چندروز پیش درحول هوش سالگرد کوتادی هفت ثور آقای حامد کرزی حکمی را صادر کرد وکمسیون را

توظیف کرد تا درقسمت پیدا نمودن جسد محمد داوود خان رئیس جمهوروقت که در هفتم ثور ۱۳۵۷  

همراه خانواده اش توسط کودتا گران به قتل رسیدند بررسی نموده وبعد از یکماه گزارش کار خودرا به

وی ارایه نماید .

به نظر میرسد که این کمسیون موفق خواهد شد تا جسد مرحوم داوود خان همراه خانواده اش پیدا

گردد چرا که اکثر عاملین آن قتلها درقید حیات هستند و تعدادی هم همکار با دولت اقای حامد کرزی

هستند.

وقتی انسان به نفس این حکم می بیند از نگاه عاطفی و انسانی و.......جالب توجه است داوود خان

هم یکی از شخصیت های موثر درچند دهه ای کشور بوده ساختن بنای یادبود و قبر  برای وی به شکلی

تداعی کننده بخشی از تاریخ کشور محسوب میگردد .

درحالیکه عبدالرحمن خان دارای مرقد بارگاه درحساسترین نقطه شهر کابل باشد او که از جنایتکارترین

پادشاهان درافغانستان بوده و درزمان حاکمیت خود ۶۲٪ از مردم هزاره قتل عام کرده است و هر روز

مردم که به مرکز شهر می آیند توجه شان به قبراین امیر جنایتکار درپارک زرنگارمعطوف میگردد و......

 وبه اندازه عبدالرحمن کمتر جنایتکاری دراین کشور ستم وظلم نموده باشد و.......

داوود خان از نظری اینکه چقدر خائن بوده و چقدر خادم ، تاریخ قضاوت اش خواهد کرد .

  ولی سوال اینجاست که این حکم برچه اساس و معیار صادر شده است ؟

آیا صدور اینگونه احکام در قسمت شبیه این قضیه ادامه خواهد یافت یا اینکه براساس معیار های

مشخصی حاکمیت کرزی صادر شده است .

درآینده  آیا احکام دیگری در قسمت پیدا کردن جسد حبیب الله کلکانی (معروف به بچه سقو) صادر

خواهد شد ؟

همچنین آیا درقسمت پیدا کردن جسد شهید عبدالخالق هزاره مردم شاهد صدور چنین احکام خواهند

بود یا خیر ؟

وبه همین شکل دهها جسد دیگری از شخصیتها ی برجسته ملی ، علمی ، مذهبی و ........که دراین

کشور در گورهای نا معلوم مدفون هستند .

اما این حکم اقای کرزی لا اقل از این ناحیه مفید واقع شد که اذهان مردم به این نکته معطوف گردد تا

اجسادی زیادی از سرداران شان پیدا گردد وسنگ بنای یاد بودی در کنار قبر شان اعمار نمایند.

روزنامه پیمان ملی : کشف یک گور دستجمعی در ارگ

ارسال در تاريخ چهارشنبه 1387/02/18 توسط نبی قانع زاده

بلوگفادرکشوریکه ما مقیم هستیم چندروزی قابل روئیت نبود که مصادف

 با روزهای عید نوروز بود دراین باره چیزکی نوشته بودم که دربرخی سایتها

نشرشدو حالا در   بندامیر   نشرمیگردد.

 

نوروز عید فرهنگی ما

 

    

 بر  آمد  باد  صبح   و  بوی  نوروز       به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال      مبارک بادت این روز وهمه روز

 

درفرهنگ غنی وکهن حوزه تمدنی ما پدیده ها ی جالب وارزشمندی وجود دارد که بیانگر غنامندی این محدوده وسرزمینهای باستانی می باشد.

سالهای سال است که نوروز دراین ساحات تجلیل شده است همانطوریکه ازنام این جشن بزرگ فرهنگی معلوم میگرددکه با کلمه نو آغازشده است ، نوروز یعنی روزی جدید ، سال جدید وفصل جدید ، نوروز یعنی خاتمه زمستان ورفتن سردی ، برف وسختی ها و دشواریها .

 

نوروز یعنی آغاز بهار شروع فصل طراوت ، شکوفه وشبنم .

 

 نوروز یعنی جشن طبیعت وشگوفایی.

 

 نوروز که با بهارو شگوفه آغاز میگردد شروع بالندگی وآغاز زندگی ورقم خوردن فصل جدیدی درجهان وطبیعت به حساب می آید .

 

ابتکار وخلاقیت این حوزه تمدنی که نوروز را به عنوان آغاز سال انتخاب کرده است بیانگر دقت و بالندگی این تمدن به شمار می رود.

 

تجلیل از عید نوروز از زمانهای قدیم تا به امروز بصورت متوالی برگزار شده است نسل اندر نسل این روز را گرامی داشته  وخوشی های خود را تقسیم کرده اند بعد..........



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 1387/01/11 توسط نبی قانع زاده

  روشنفکران و فرهنگیان هزاره بکدام سو می روند؟

(بمناسبت سیزدهمین سالگردشهادت شهید مزاری)

 

چندی قبل بعد از جستجو در وبلاگ های وطنداران، به وبلاگی بنام "کبوتر خزان" برخوردم. نام صاحب آن صفحه برایم آشنا بود: "آقای مسیح ارزگانی". در بعضی سایت ها مقاله هایش را دیده بودم. از روی کنجکاوی، دیدی کلی به وبلاگ زدم که عنوان مقاله "گاوها و قورباغه ها" توجه ام را جلب کرد و آن را مطالعه کردم.

 

در این نوشته به نکاتی برخوردم. بخشی از مقاله برایم جالب و قسمت دیگر آن  محل دقت و تامل بود. پیرامون این نکات قابل بحث چند سطری خدمت دوستان و عزیزان تقدیم می گردد:

 

مقاله با مقدمه طولانی با استفاده از متن جبران خلیل جبران اینطور آغاز می گردد:

 

"صدای قورباغه ها همواره از صدای گاوها بلندتر است اما گاوها شیر می دهند، زمین شخم می زنند و ما می توانیم گوشت آن را بخوریم. در حالیکه قورباغه ها هیچیک از این بهره ها و فایده ها را ندارد".

 

وی مقایسه ای بین حاتم طایی و برادرش می کند که حاتم را بخشنده و برادرش را جویای نام و نشان می داند. بعد می نویسد: "در میان روشنفکران، سیاستمداران، تحصیلکرده ها و اصحاب فرهنگ و مطبوعات هرجامعه و کشوری، هم گاوهای جامعه وجود دارند و هم قورباغه های آن".

 

ایشان در صدد توصیف گاوهای جامعه و یا به عبارت دیگر حاتم طایی ها برآمده و می گوید که اینها اهل شعر و شعار نیستند، بل اهل عمل اند!

 

ایشان نمونه هایی .........



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 1386/12/21 توسط نبی قانع زاده

قیام سوم حوت 1358 درکابل :

 

درسه دهه گذشته سوم حوت یکی ازمحدودروزهای تاریخی وحماسی مردم به حساب می آید که با وحدت وهمدلی علیه پدیده تجاوز روس ها درتاریخ این کشور اتفاق افتاد .

 

محافل فرهنگی وسیاسی ما با نگرش واقعبینانه بدنبال ثبت حوادث تاریخی کشور باشند حوادث دهه اخیر خیلی تلخ ووحشتناک بوده که حماسه های جاودانه مردم مانند قیام سوم حوت را تحت الشعاع قرار دادند .

 

ما دراین نوشته کوتاه نمی خواهیم عاملان درهم شکستانیدن وحدت وهمدلی مردم را به به چالش بکشانیم که خود فرصت  بیشتر وزمان دیگر لازم دارد .

 

واماقیام سوم حوت :

دراین روز مردم کابل باانگیزه ناب برعلیه دستگاه حاکم وقوای ارتش سرخ شوروی سابق دست به قیام واعتراض  زدند انگیزه های ملی ، میهنی ودینی درتحریک مردم نقش اساسی داشت وهمین باورها مردم را وادشت تا درشرایط خفقان آور حکومت وقت درکابل ، مردم با یک (( نه )) بزرگ ، مشروعیت اینها را زیر سئوال بردند .

 

قیام سوم حوت 1358 درکابل .............



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه 1386/12/04 توسط نبی قانع زاده

یاد و خاطره شهدای افشارگرامی باد !

 ۲۲دلو     (بهمن )  سا ل   ۱۳۷۱     یاد آور فاجعه ای  انسانی  در منطقه  افشار کابل  میباشد .در

جریان این حادثه تلخ  و ضد  بشری که برخواسته از تبعیض ،  وقدرت طلبی و..........بوده    هزاران

انسان بی گناه به قتل رسیدند کودکان راسربریدند به زنان تجاوز کردند منازل را غارت نموده وبه آتش

کشیدند صدها نفر را به گروگان بردند .

از این واقعه دردناک ۱۵ سال می گذرد درپیرامون این واقعه دلخراش تحلیل های متفاوت شده است ولی قدر مسلم در مجموع دیدگاهها ، همه اتفاق نظر دارند که قتل عام دراین منطقه اتفاق

افتاده است  شاید شبیه حادثه افشار جنایتهای دیگری نیز رخ داده باشد

 ولی دراین حادثه هولناک یک حرکت سازمان یافته درآن دیده می شود که منجر به قتل

عام سیستماتیک گردید که نمی توان از کنار آن براحتی گذشت.

دراینجا این سوال پیش می آید درآنجا جنگ بین گروه های مسلح درگیر بوده ، ولی چرا افراد غیر

غیرنظامی ، رنان وکودکان قتل عام شدند؟

دراین رابطه درسایتهادیدگاهها ونظرات مختلف وعکسهای از پانزدهمین سالگرد فاجعه افشار

 ارائه شده ما دراینجا دومقاله را برگزیده ایم دوستان اگرمایل باشند می توانند مطالعه نمایند :

عکسهای از پانزدهمین سالگرد افشار

ویرانه های افشار به روایت تصویر

 مقاله جنرال سید عبدالقدوس سید درسایت آریایی

مقاله اسد بودا درسایت نما

ارسال در تاريخ دوشنبه 1386/11/22 توسط نبی قانع زاده

 ( بیایم زاد و ولد راکنترول کنیم )

دراثرفقر،یک کودک دوماهه معادل 40 دالرفروخته شد:

چند شب پیش درتلویزیون آریانا دیدیم که یک خانواده بیجا شده داخلی درهرات طفل دوماهه خودرا به مبلغ دوهزارافغانی فروخت ، اینبار سردی هوا و بارندگی بیش از حد برف به آزار فقرا وبیجاشدگان آمده است دراثرهمین سرمای شدید صد ها نفر و هزاران مواشی به کام مرگ رفتند صدهامهاجردیگررا دولت ایران ردمرزنمود.(که البته خوداین برخورد واخراج ظالمانه جای تامل وبحث دارد). واین ناسازگاری طبیعت، سردی هوا وبارندگی برف اولین شکارش فقرا وبدبختهای مثل این خانواده می باشد.چندروزی ازاین خبرنگذشته بود که بتاریخ ۲۲/۰۱/۲۰۰۸ ازهمین تلویزیون اعلام شد که دراثرکمک افراد خیر این طفل دوباره به آغوش پرمهرمادربرگشت.

نفس این خبر هرانسان باوجدانی را آزار می داد .

اگراشتباه نکنم  پدراین کودک درمصاحبه اش گفت که دارای پنج طفل است که یکی آنرا فروخته است.

 وارد بحث ضعفهای دولت وجامعه جهانی نمی شویم.

ولی با این قضیه با دید دیگر می بینیم !

خانواده هاییکه بافقر،فلاکت وبدبختی دست پنجه نرم می کنند آیا لا زم  است که اینها به تعدادی چهار ، پنج .شش و............طفل داشته باشند ؟

آیا ممکن است که خانواده ها درقسمت کمتر داشتن طفل تشویق شوند ؟

وآیا ممکن است که دراین زمینه فکر کنند؟

وآیا ممکن است که دراین قسمت روی طرحی کارشود ؟

وآیا محافل که روی معضله های این چنینی کار می کنند فکرکرده اند ؟

برای کسانیکه جامعه اکثر سنتی ومذهبی افغانستان را نمی شناسد جواب اینها برای شان آسان است ولی کسیکه آن جامعه را می شناسد ومیداند که طرح ،تبلیغ وترویج این مسله درچنین جامعه ای مشکل ساز خواهد بود وبه ندرت وارد چنین بحث های خواهد شد .

علیرغم این دشواری ها باید درصدد راههای معقول ومنطقی گشت و به این جامعه تفهیم وتلقین گردد که از این ذهنیت بیرون بیایند تاجامعه و این خانواده ها گامهای بسوی خوشبختی بردارند یا حداقل کاری کنند تا به این کاروان وقافله که جز فقر ودردبدری چیزی رادرزندگی تجربه نمی کنند اضافه نگردد .

بلی!

اگربادید طالبانی وسنتی به این قضیه برخوردگردد طرح وارائه ای اینگونه مسائل سخت ودشوار خواهد بود.

ولی اگر بادید عاقلانه واسلامی برخورد شود کنترول زاد ولد در خانواده هیچ مشکلی نخواهد داشت.

ارسال در تاريخ چهارشنبه 1386/11/03 توسط نبی قانع زاده
قالب وبلاگ